چکیده مقاله
در عصر حاضر، نفوذ شتابان فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی، پارادایم های سنتی آموزش و پرورش را با چالش ها و فرصت های بی نظیری مواجه ساخته است پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق و چندبعدی نقش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در ارتقای دو مهارت کلیدی قرن بیست و یکم، یعنی خلاقیت و تفکر انتقادی، در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم نگاشته شده است با گذار از رویکردهای حافظه محور به سمت رویکردهای شناختی و فراشناختی، مسئله اصلی این است که چگونه الگوریتم های هوشمند و سیستم های یادگیری ماشین می توانند به عنوان کاتالیزوری برای شکوفایی تخیل و توانایی تحلیل منطقی عمل کنند این مطالعه توصیفی تحلیلی نشان می دهد که ادغام هوشمندانه فناوری در برنامه های درسی، نه تنها بستری برای شخصی سازی آموزش فراهم می آورد، بلکه با تحریک کنجکاوی معرفت شناختی و ارائه بازخوردهای آنی، دانش آموزان را از مصرف کنندگان منفعل دانش به تولیدکنندگان فعال و منتقدان بصیر تبدیل می کند با این حال، بهره برداری موثر از این پتانسیل نیازمند بازتعریف نقش معلم، طراحی سناریوهای یادگیری مسئله محور و توجه به سواد دیجیتال است یافته ها حاکی از آن است که تعامل انسان و ماشین در صورت هدایت صحیح، می تواند منجر به توسعه تفکر واگرا و همگرا شده و مهارت های استدلال و حل مسئله را در سطوح بالای شناختی تقویت نماید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لیپور، زینب و محمدی، حمیدرضا،1404،بررسی رابطه فناوری های هوش مصنوعی بر پرورش خلاقیت و توانایی نقادی دانش آموزان دوره متوسطه دوم،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر