چکیده مقاله
نظام آموزشی هر کشور به عنوان ستون اصلی توسعه پایدار، وظیفه دارد تا بستر رشد همه جانبه را برای تمامی کودکان، فارغ از تفاوت های فردی و هوشی آنان فراهم آورد در این میان، دانش آموزان دیرآموز که در مرز میان هوش عادی و ناتوانی ذهنی قرار دارند، اغلب به دلیل عدم تشخیص به موقع و فقدان راهبردهای حمایتی مناسب، با چالش های جدی تحصیلی و افت عملکرد مواجه می شوند این پژوهش مروری با هدف بررسی نقش راهبردهای تعامل سه جانبه میان اولیا، معلمان و دانش آموزان در کاهش افت تحصیلی این گروه از فراگیران در دوره ابتدایی انجام شده است تمرکز اصلی بر این فرض استوار است که یادگیری یک فرآیند اجتماعی و تعاملی است و مدرسه به تنهایی نمی تواند بار آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه را به دوش بکشد در این راستا، هماهنگی میان خانه و مدرسه و ایجاد یک زبان مشترک تربیتی، می تواند به عنوان یک متغیر تعدیل کننده، اثرات منفی محدودیت های شناختی دیرآموزان را کاهش دهد این مقاله با مرور نظام مند منابع موجود، به واکاوی مدل های ارتباطی، چالش های موجود در مسیر تعامل و راهکارهای عملیاتی برای توانمندسازی معلمان و والدین می پردازد نتایج نشان می دهد که وجود یک چرخه بازخورد مداوم و مثبت میان ارکان تربیتی، نه تنها باعث بهبود نمرات درسی می شود، بلکه اعتماد به نفس و انگیزه تحصیلی دیرآموزان را نیز به طرز معناداری ارتقا می بخشد راهبردهای مبتنی بر مشارکت، آموزش والدین و اصلاح نگرش معلمان، هسته اصلی مداخلات موفق را تشکیل می دهند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ازان، محبوبه و مختاری، زهرا و واحدی، زهرا و علی جانی، زهرا،1404،نقش راهبردهای تعامل اولیا–معلم–دانش آموز در کاهش افت تحصیلی دیرآموزان در دوره ابتدایی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر