چکیده مقاله
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش محوری دولت ها در سیاست گذاری و توسعه برنامه های آموزش پیشگیرانه از جرم در محیط های آموزشگاهی است با توجه به پیچیدگی های روزافزون جوامع معاصر و ظهور اشکال نوینی از بزهکاری، مدارس به عنوان یکی از اصلی ترین نهادهای جامعه پذیری، جایگاهی راهبردی در کاهش نرخ جرایم از طریق ارتقای آگاهی های حقوقی و مهارت های شهروندی یافته اند روش پژوهش در این مطالعه از نوع مروری تحلیلی بوده و با بررسی اسناد، منابع کتابخانه ای و پژوهش های معتبر داخلی و بین المللی انجام شده است یافته ها نشان می دهد که تعهد دولت ها در تدوین محتوای آموزشی متناسب، توانمندسازی معلمان و ایجاد محیط های امن یادگیری، تاثیر مستقیمی بر کاهش رفتارهای نابهنجار و بزهکاری دانش آموزان دارد همچنین، آموزش حقوق شهروندی و مهارت های اجتماعی عاطفی به عنوان ابزارهای کلیدی در پیشگیری اجتماعی و وضعی از جرم شناخته می شوند که می توانند تاب آوری دانش آموزان را در برابر آسیب های اجتماعی افزایش دهند نتایج حاصل از این بازاندیشی حاکی از آن است که دولت ها باید با نگاهی جامع نگر، میان آموزش های کلاسیک و فناوری های نوین توازن برقرار کرده و آموزش پیشگیرانه را به بخشی جدایی ناپذیر از برنامه درسی ملی تبدیل کنند اجرای موفق این الگو مستلزم همکاری میان نهادی میان آموزش و پرورش، قوه قضاییه و نهادهای مدنی است در نهایت، آموزش پیشگیرانه نه تنها هزینه های کیفری جامعه را کاهش می دهد، بلکه بستر لازم را برای تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و مشارکت جو در فرآیندهای حکمرانی محلی فراهم می آورد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نریمانی، عابد،1404،بررسی نقش دولت ها در توسعه آموزش پیشگیرانه از جرم در مدارس،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر