چکیده مقاله
الگوی یادگیری معکوس به عنوان یکی از رویکردهای نوین در عرصه آموزش، توجه روزافزونی را در مدارس و دانشگاه ها به خود اختصاص داده است بنیان این روش بر تغییر ترتیب مراحل سنتی تدریس استوار است؛ بدین معنا که فراگیران پیش از حضور در کلاس، محتواهای درسی را به صورت فردی و در بیرون از محیط آموزشی مطالعه می کنند در پی این رویکرد، زمان کلاس درس به فعالیت های تعاملی، بحث های تحلیلی، حل مسائل پیچیده و تمرین های عملی اختصاص می یابد که موجب تقویت یادگیری مشارکتی و درک عمیق تر مفاهیم می شود پژوهش حاضر با هدف مطالعه مدل یادگیری معکوس و ضرورت بهره گیری از ابزارهای آموزشی برای اجرای موفق آن تدوین شده و به تحلیل نقش فناوری در پیاده سازی این الگو می پردازد در ابتدای مقاله، اصول و مبانی یادگیری معکوس تشریح شده و نشان داده می شود که این مدل چگونه بر پایه نظریه هایی همچون یادگیری فعال و پروژه محور بنا شده است سپس، چالش های احتمالی اجرای این مدل، از جمله مقاومت در برابر تغییر، محدودیت های زیرساختی و نیاز به ارتقای مهارت های معلمان در استفاده از فناوری های نوین، مورد بررسی قرار می گیرد با استناد به پژوهش های داخلی و خارجی، تاثیرات این الگو بر انگیزه دانش آموزان، کیفیت یادگیری و تغییر نقش معلمان در فرآیند تدریس ارزیابی می شود یافته های پژوهش حاکی از آن است که یادگیری معکوس نقش بسزایی در افزایش انگیزه و مشارکت فراگیران ایفا می کند در این مدل، دانش آموزان به جای دریافت منفعلانه مطالب، با استفاده از منابع دیجیتال و آنلاین به یادگیری خودگردان می پردازند که این امر زمینه را برای فهم عمیق تر مفاهیم و بهینه سازی حضور در کلاس جهت حل مسئله فراهم می کند همچنین، تحقیقات نشان می دهند که این رویکرد مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله را تقویت می کند بهره گیری از فناوری به معلمان اجازه می دهد تا محتوای جذاب تری ارائه دهند و زمان کلاس را به فعالیت های تعاملی اختصاص دهند علاوه بر این، مدل یادگیری معکوس موجب تغییر نقش معلمان از یک انتقال دهنده صرف دانش به یک تسهیل گر یادگیری می شود معلمان با بهره گیری از ابزارهای دیجیتال، می توانند دانش آموزان را در مسیر یادگیری هدایت کرده و در حل مسائل و پروژه های گروهی با آن ها همکاری کنند این تغییر نقش در محیط های دیجیتال اهمیت دوچندانی می یابد و منجر به استفاده بهینه از زمان کلاس می شود با این وجود، اجرای موفقیت آمیز یادگیری معکوس در ایران با موانع جدی روبروست شکاف دیجیتال و عدم دسترسی یکسان به فناوری های مدرن، محدودیت دسترسی به اینترنت پرسرعت و تجهیزات در برخی مناطق، و همچنین مقاومت فرهنگی و کمبود مهارت معلمان در استفاده از ابزارهای دیجیتال، از جمله چالش های اصلی هستند در این راستا، آموزش معلمان برای استفاده موثر از فناوری و طراحی محتوا برای این مدل امری ضروری است در پایان مقاله، پیشنهادهایی برای بهبود اجرای این مدل در ایران ارائه شده است که شامل تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس، آموزش تخصصی معلمان، توسعه محتوای الکترونیکی و ایجاد بستر فرهنگی حمایتی می باشد این اقدامات می توانند پذیرش یادگیری معکوس را تسهیل کرده و امکان بهره برداری حداکثری از مزایای آن را فراهم سازند در مجموع، مدل یادگیری معکوس به عنوان یک رویکرد نوآورانه، پتانسیل بالایی برای ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری دارد با توجه به گسترش ابزارهای دیجیتال و ضرورت تحول در سیستم های آموزشی سنتی، اجرای صحیح این مدل می تواند بهبود کیفیت یادگیری، افزایش انگیزه دانش آموزان و توانمندسازی معلمان را به همراه داشته باشد این تحول برای کشورهایی که در پی بهبود کیفیت آموزش و دسترسی به فناوری های آموزشی هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یات شیرازی، مهسا،1404،مطالعه مدل یادگیری معکوس و ضرورت بهره گیری از ابزارهای آموزشی برای اجرای موفق آن،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر