چکیده مقاله
برنامه ریزی درسی تربیت اخلاقی در ایران نیازمند تحلیل آسیب شناسانه ای عمیق است تا ریشه های ناکارآمدی آن شناسایی و الگویی اصلاحی متناسب با بافت پیچیده آموزشی کشور ارائه گردد اهمیت این بررسی از شکاف فزاینده بین انتظارات تربیتی مندرج در اسناد بالادستی و نتایج مشاهده شده در سطح رفتار و باورهای دانش آموزان سرچشمه می گیرد بیان مسئله اصلی این نوشتار بر این فرض استوار است که برنامه های درسی موجود در حوزه اخلاق، دچار آسیب های ساختاری و محتوایی متعددی هستند که آن ها را به ابزارهایی کم اثر تبدیل کرده است این آسیب ها را می توان در چند لایه تحلیل کرد: در لایه فلسفه و اهداف، آسیب اصلی، ابهام و کلی گویی در غایت های تربیت اخلاقی و عدم تبدیل آن به شایستگی های عینی و قابل اندازه گیری است در لایه سازمان محتوا و تجارب یادگیری، شاهد حجم محوری، انتزاع و بی ارتباطی با مسائل واقعی زندگی فراگیران هستیم محتوا غالبا به شکل فهرستی از بایدها و نبایدها ارائه می شود و از روش های غیرفعالی مانند سخنرانی استفاده می کند که قوه نقادی و تصمیم گیری اخلاقی را پرورش نمی دهد در لایه نقش معلم و روش تدریس، آسیب معلم محوری مطلق و عدم توانمندسازی معلمان در به کارگیری روش های فعالی چون موردکاوی، بحث دیالکتیک و پروژه های خدمت محور مشهود است در لایه ارزشیابی، فقدان نظام سنجش معتبر برای رشد اخلاقی و تکیه بر آزمون های حافظه محور، بزرگترین آسیب محسوب می شود که باعث می شود اخلاق به موضوعی درجه دو تبدیل گردد در لایه زمینه و بافت، تقابل و ناهماهنگی پیام های اخلاقی مدرسه با خانواده و فضای رسانه ای، اثر هرگونه برنامه درسی را خنثی می سازد در برابر این آسیب شناسی، الگوی اصلاحی پیشنهادی باید چند ویژگی محوری داشته باشد نخست، تکوین گرا و شایستگی محور باشد، به طوری که رشد تدریجی قضاوت، رفتار و منش اخلاقی را در طول زمان دنبال کند دوم، تلفیقی و فرآیندمحور باشد و اخلاق را در دل تمامی دروس و فعالیت های مدرسه جاری سازد سوم، موقعیت مند و مسئله بنیاد باشد و از موقعیت های واقعی و چالش های اخلاقی جامعه به عنوان نقطه آغاز یادگیری استفاده کند چهارم، مشارکتی و گفت وگومحور باشد و فضایی برای تبادل آرا و تقویت مهارت استدلال اخلاقی فراهم آورد پنجم، ارزشیابی تکوینی و چندوجهی داشته باشد و از ابزارهایی مانند پورتفولیو، مشاهده سیستماتیک و خودارزیابی برای ترسیم سیر رشد اخلاقی بهره ببرد این الگو برای موفقیت، نیازمند بازاندیشی در تربیت معلم، تغییر مدیریت آموزشی و ایجاد اجماع بین نهادهای موثر بر تربیت است تا مدرسه بتواند در بافت ایران معاصر، به کانون پرورش شهروندانی اخلاقی، مسئول و نقاد تبدیل شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ین العابدینی، زهرا،1404،تحلیل آسیب شناسانه برنامه ریزی درسی تربیت اخلاقی و ارائه الگوی اصلاحی در بافت آموزشی ایران،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر