چکیده مقاله
هدف این پژوهش، واکاوی و ارزیابی میزان انطباق محتوای کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم با اهداف «سواد ادبی» و «تفکر انتقادی» مندرج در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است ادبیات فارسی در این دوره، نه تنها به عنوان یک درس تخصصی، بلکه به عنوان بستری برای تربیت هویت ملی دینی و پرورش قدرت استدلال دانش آموزان نقش دارد این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و به شیوه مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است داده ها با مرور دقیق محتوای سه کتاب درسی، اسناد بالادستی و پژوهش های مرتبط گردآوری شدند یافته ها نشان می دهد که اگرچه کتاب های این دوره از نظر غنای متون کلاسیک و معرفی شاعران و نویسندگان برجسته ایرانی وضعیت مطلوبی دارند، اما در حوزه «پاسخگویی به نیازهای روز»، «ارتباط متون با زندگی واقعی دانش آموز» و «آموزش مهارت های زبانی کاربردی» با کاستی هایی مواجه هستند همچنین، غلبه نگاه تاریخی و حفظیات بر نگاه کاربردی و تحلیلی، یکی از چالش های اصلی است نتایج این مطالعه پیشنهاد می کند که در بازنگری های آتی، بر تقویت فعالیت های تحلیلی، نقد ادبی و ارتباط متون کلاسیک با مسائل معاصر تاکید بیشتری شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اودی آچاچلویی، مینا،1404،تحلیل انتقادی جایگاه «سواد ادبی» و «تفکر انتقادی» در کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم با رویکرد سند تحول بنیادین،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر