چکیده مقاله
مسئله محوری این پژوهش، پارادوکس موجود در آموزش عصر دیجیتال است: از یک سو، فناوری های نوین با دموکراتیزه کردن دسترسی به دانش، امکان یادگیری مادام العمر و ارائه محتوای تعاملی، پتانسیل بالایی برای ارتقای کیفیت آموزش دارند از سوی دیگر، شواهد فزاینده ای نشان می دهد که غلبه رویکردهای تکنوکراتیک و داده محور در آموزش، منجر به کاهش عمق یادگیری، فرسایش مهارت های تفکر انتقادی و تضعیف پیوندهای اجتماعی عاطفی در کلاس درس شده است یادگاری، ۱۳۹۸ یکی از ابعاد اصلی این مسئله، تغییر در ماهیت «دانش» است در سنت آموزشی، دانش نه تنها مجموعه ای از حقایق، بلکه نوعی خرد و حکمت است که نیازمند انتقال زنده، الگوسازی رفتاری و تمرین های اخلاقی است اما در فضای دیجیتال، دانش اغلب به داده های گسسته و قابل جستجو تقلیل می یابد این تغییر، چالش بزرگی را برای «اصالت آموزشی» ایجاد می کند اصالت آموزشی نیازمند این است که فراگیر نه تنها بداند «چه چیزی» را بداند، بلکه بداند «چرا» باید بداند و «چگونه» این دانش را در خدمت رشد اخلاقی و اجتماعی خود به کار گیرد وقتی الگوریتم ها و سیستم های Adaptive آموزشی، یادگیری را به پاسخ به سوالات چندگزینه ای و کسب امتیاز کاهش می دهند، بعد حکمت ورزانه آموزش از بین می رود کریمی و محمدی، ۱۴۰۱
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فره، حسین،1404،فناوری های نوین با دموکراتیزه کردن دسترسی به دانش، امکان یادگیری مادام العمر و ارائه محتوای تعاملی، پتانسیل بالایی برای ارتقای کیفیت آموزش دارند،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر