چکیده مقاله
دلبستگی، به عنوان یکی از بنیادی ترین نظام های روان شناختی انسان، همواره در بستر فرهنگی شکل می گیرد، توسعه می یابد و تداوم می یابد نظریه ی دلبستگی که توسط جان بالبی Bowlby, ۱۹۶۹/۱۹۸۲ بنیان گذاری شد، بر اهمیت روابط اولیه ی مراقبتی در شکل گیری الگوهای دلبستگی تاکید دارد؛ با این حال، پژوهش های معاصر نشان داده اند که این الگوها به طور قابل توجهی تحت تاثیر ارزش های فرهنگی حاکم بر جامعه قرار می گیرند این مقاله با رویکردی تحلیلی مروری، به بررسی تاثیر دو ارزش فرهنگی بنیادین یعنی «فردگرایی» individualism و «جمع گرایی» collectivism بر سبک های دلبستگی بزرگسالان می پردازد یافته ها نشان می دهند که فرهنگ های فردگرا با تاکید بر استقلال، خودمختاری و اولویت دهی به اهداف شخصی، با شیوع بالاتر سبک دلبستگی اجتنابی avoidant attachment همراه هستند؛ در حالی که فرهنگ های جمع گرا با تاکید بر وابستگی متقابل، هماهنگی گروهی و وفاداری به درون گروه، با شیوع بالاتر سبک دلبستگی اضطرابی anxious attachment مرتبط هستند با این حال، پژوهش های اخیر نشان داده اند که این رابطه پیچیده تر از یک تقابل دوگانه است و عواملی همچون نوع سنجش فرهنگ در سطح ملی در برابر فردی ، ابعاد افقی و عمودی فردگرایی و جمع گرایی، و تعامل با سایر متغیرهای فرهنگی و فردی، نقش تعدیل کننده ای در این رابطه ایفا می کنند این مقاله با ارائه ی چارچوبی تلفیقی، به تبیین مکانیسم های روان شناختی و اجتماعی تاثیر فرهنگ بر دلبستگی پرداخته و پیامدهای آن را برای سلامت روان، روابط عاشقانه و مداخلات بالینی در بافت های فرهنگی مختلف مورد بحث قرار می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مرادی شهربابکی، ثریا،1405،تاثیر فرهنگ «فردگرایی» در برابر «جمع گرایی» بر سبک دلبستگی بزرگسالان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر