چکیده مقاله
علم جغرافیا در هزاره سوم، گذاری بنیادین از توصیف صرف پدیده ها به سوی تحلیل های کمی، مدل سازی فضایی و حل مسائل پیچیده محیطی را تجربه کرده است با این حال، به نظر می رسد برنامه های درسی دانشگاهی در ایران، همگام با این تحولات شتابان حرکت نکرده اند پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی ساختاری برنامه درسی دوره کارشناسی جغرافیا در دانشگاه سیستان و بلوچستان مبتنی بر سرفصل های ورودی ۱۳۹۹ و با رویکردی تحلیلی انتقادی تدوین شده است روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی سرفصل های مصوب با تکیه بر تجربه زیسته آموزشی و شواهد میدانی ۱۵ ساله نگارنده در گروه جغرافیای طبیعی است یافته های پژوهش حاکی از وجود چهار شکاف عمیق در ساختار فعلی است: ۱ شکاف فلسفی غلبه رویکرد توصیفی بر مسئله محوری ، ۲ شکاف روش شناختی فقر مهارت های علوم داده مکانی و برنامه نویسی ، ۳ شکاف موضوعی غفلت از مباحث نوین نظیر تغییر اقلیم و بوم شناسی سیاسی و ۴ شکاف زمینه ای عدم بهره گیری از مزیت های ژئوپلیتیک و محیطی منطقه جنوب شرق ایران نتیجه گیری مقاله نشان می دهد که تداوم روند فعلی، منجر به تربیت فارغ التحصیلانی حافظ محور به جای تحلیل گر خواهد شد لذا بازمهندسی برنامه درسی بر چهار رکن: مسئله محوری، مهارت محوری داده های مکانی ، کاربردی سازی و زمینه گرایی بومی سازی بر اساس پتانسیل های سیستان و بلوچستان پیشنهاد می گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: محمودی، پیمان،1404،آسیب شناسی و بازاندیشی در برنامه درسی کارشناسی جغرافیا: تحلیلی بر شکاف های پارادایمی و ضرورت گذار به جغرافیای مسئله محور (مطالعه موردی: دانشگاه سیستان و بلوچستان)،دهمین کنفرانس ملی رویکردهای نوین در آموزش و پژوهش،محمودآباد،https://civilica.com/doc/2653454
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس ملی رویکردهای نوین در آموزش و پژوهش30 بهمن 1404 · محمودآباد