چکیده مقاله
دولت ها دارای حق حاکمیت بر منابع طبیعی خود بوده و این حق در منابع مختلف حقوق بین الملل مورد شناسایی و تاکید قرار گرفته است دولت ها در راستای اهداف مربوط به توسعه ملی خود این حق را اعمال نموده و نسبت به تهیه و تدوین برنامها و سیاست های ملیجهت بهره برداری از منابع طبیعی تحت حاکمیت و قلمرو خویش اقدام نمایند این حق در سطوح مختلف از وضع قوانین وسیاست گذاری گرفته تا بهره برداری و توسعه و حفاظت و احیا قابلیت اعمال را دارا می باشد در نگرش کلاسیک برگرفته از ادبیات وستفالیایی دولت ها می توانستند این حق خود را بدون هیچ گونه قید و شرط و محدودیتی و به صورت مطلق اعمال نمایند اعمال این حق زمانی چالش برانگیز می شود که در خصوص منابع طبیعی فرامرزی بوده و یا اینکه اثرات فرامرزی داشته باشد با توسعه حقوق بین الملل و ورود مفاهیم جدیدی همچون توسعه پایدار به قلمرو ادبیات حقوقی و شکل گیری نظام مسیوولیت بین المللی دولت ها و نسبی شدن شدن مفاهیم حاکمیتی، اعمال آن مفهومی نسبی پیدا کرده و تکالیف و مسیوولیت های مختلفی برای دولت ها دراین زمینه ایجاد شده است این نوشتار ضمن نفی حاکمیت مطلق دولت ها در بهره برداری از منابع طبیعی و بر آن است تا نظام حقوقی حاکم بر بهره برداری از این منابع و همچنین محدودیت دولتها را با توجه به حقوق بین الملل مورد مطالعه و بررسی قرار دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نعیمی زاد، هانیه و ابوییه، فخرالدین،1395،بررسی اصل حاکمیت دولت ها بر منابع طبیعی و ملی،دومین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران،تهران