چکیده مقاله
آغاز قرن بیستم نقطه عطفی در تاریخ تحولات هنری و فکری جهان به شمار می آید در این دوره، جریان مدرنیسم به عنوان پاسخی به دگرگونی های عمیق اجتماعی، صنعتی و فلسفی شکل گرفت و به سرعت حوزه های مختلف هنر از جمله نقاشی، معماری، موسیقی و ادبیات را تحت تاثیر قرار داد مدرنیسم با نقد سنت های تثبیت شده و تلاش برای بازتعریف زبان بیان هنری، به دنبال گشودن افق های تازه در شیوه های ادراک و بازنمایی جهان بود هنرمندان مدرن با فاصله گرفتن از الگوهای کلاسیک، به تجربه گرایی، آزادی فرم، چندصدایی و شکستن ساختارهای پیشین روی آوردند و در نتیجه، رابطه ای تازه میان اثر هنری، خالق آن و مخاطب شکل گرفت Bradbury & McFarlane, ۱۹۹۱ یکی از ویژگی های بنیادی مدرنیسم، گرایش به بازاندیشی در ساختار و فرم هنری و فاصله گرفتن از قواعد تثبیت شده سنتی است در هنرهای بصری، این رویکرد در جنبش هایی مانند کوبیسم، فوتوریسم و اکسپرسیونیسم به صورت آشکاری نمود یافت؛ جنبش هایی که با کنارگذاشتن بازنمایی واقع گرایانه و تاکید بر چندپرسپکتیوی، گسست فرمی و تجربه های نو در سازمان دهی تصویر، شیوه درک مخاطب از فضا و زمان در اثر هنری را دگرگون کردند این تحولات صرفا تغییراتی در سبک بصری نبود، بلکه به بازتعریف ماهیت اثر هنری نیز انجامید؛ به گونه ای که اثر هنری از یک بازنمایی ثابت و واحد به عرصه ای پویا برای تجربه، تفسیر و تعامل ادراکی تبدیل شد Osborne, ۲۰۲۰; D’Alleva, ۲۰۲۰; Smith, ۲۰۲۱ چنین نگرشی به تجربه گرایی و نوآوری، به سایر حوزه های هنری نیز گسترش یافت و به ویژه در ادبیات، زمینه ساز تحول در زبان، فرم و شیوه های روایت شد در ادبیات فارسی نیز اگرچه این تحولات با فاصله ای زمانی نسبت به جریان های مدرنیستی غرب پدیدار شد، اما تاثیر آن ژرف و تعیین کننده بود شعر کلاسیک فارسی، با وجود غنای زبانی و سنت های دیرینه خود، بر نظام های عروضی و قالب های تثبیت شده ای استوار بود که طی قرن ها تداوم یافته بودند با آغاز سده بیستم و در پی دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی و فکری در ایران، ضرورت بازنگری در این ساختارهای سنتی بیش از پیش احساس شد در چنین بستری، نیما یوشیج با طرح نظریه شعر نو و ارائه الگوهای تازه در وزن، زبان و تصویرپردازی، نقطه عطفی در تحول شعر فارسی ایجاد کرد و مسیر تازه ای برای تجربه های مدرن در شعر معاصر گشود آجودانی، ۱۳۸۲؛ طباطبایی، ۱۳۹۹ Karimi Hakkak, ۲۰۲۱ شعر نو فارسی که با آثار نیما آغاز شد، در ادامه توسط شاعرانی چون احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث گسترش یافت و به یکی از مهم ترین عرصه های تجربه گرایی در ادبیات معاصر ایران تبدیل شد این شاعران با فاصله گرفتن از قواعد سنتی وزن و قافیه، به سوی ساختارهای آزادتر زبانی حرکت کردند و در نتیجه، نوعی چندلایگی معنایی و فرمی در شعر پدید آمد در این روند، شعر نه صرفا به عنوان قالبی برای بیان عاطفه، بلکه به مثابه ساختاری هنری و زبانی مورد بازاندیشی قرار گرفت شفیعی کدکنی، ۱۳۸۳ از سوی دیگر، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که تحولات شعر نو فارسی را می توان در چارچوب گسترده تر تحولات هنر مدرن بررسی کرد همان گونه که در نقاشی مدرن ساختار تصویر دچار گسست و بازآرایی می شود، در شعر نو نیز ساختار زبان و موسیقی شعر از الگوهای سنتی فاصله می گیرد و به سوی فرم هایی باز و سیال حرکت می کند این شباهت ها نشان می دهد که میان دگرگونی های فرمی در هنرهای بصری مدرن و ساختارشکنی در شعر معاصر فارسی می توان نوعی هم پوشانی مفهومی و زیبایی شناختی مشاهده کرد Eliot, ۱۹۷۵ بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا میان گرایش های ساختارشکنانه در شعر نو فارسی و ویژگی های فرمی هنر مدرن و معاصربه ویژه در حوزه هنرهای بصری رابطه ای قابل تحلیل و تبیین وجود دارد یا خیر طرح این پرسش در چارچوب مطالعات مدرنیسم و رویکردهای میان رشته ای به هنر و ادبیات قرار می گیرد؛ رویکردهایی که بر هم زمانی و تعامل تحولات فرمی در حوزه های مختلف هنری تاکید دارند و نشان می دهند چگونه دگرگونی های زیبایی شناختی در یک رسانه هنری می تواند با تحولات مشابه در رسانه های دیگر هم پوشانی پیدا کند Osborne, ۲۰۲۰; Smith, ۲۰۲۱; D’Alleva, ۲۰۲۰ برای پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر در گام نخست به بررسی مبانی نظری مدرنیسم و مفهوم گسست یا ساختارشکنی در هنر می پردازد و جایگاه آن را در تحول زبان و فرم هنری توضیح می دهد در گام بعدی، تحولات فرمی در شعر نو فارسی با تمرکز بر آثار و نظریه های نیما یوشیج، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث تحلیل می شود؛ شاعرانی که هر یک به شیوه ای متفاوت در گسترش امکانات زبانی، وزن آزاد و تصویرپردازی نو در شعر معاصر نقش داشته اند در نهایت، با اتخاذ رویکردی تطبیقی، شباهت ها و پیوندهای میان ساختار زبانی شعر نو و برخی ویژگی های فرمی هنر مدرن از جمله گسست از بازنمایی سنتی، چندلایگی معنا و تجربه گرایی در فرم در هنرهای بصری بررسی می شود هدف این پژوهش، روشن ساختن زمینه های مشترک میان تحولات ادبی و هنری در دوره مدرن و ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم بینارشته ای این دگرگونی ها در بستر فرهنگ ایرانی است Karimi Hakkak, ۲۰۲۱; Naficy, ۲۰۲۲
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فوری چیانه، علی اکبر و بختیاری، محمدرضا،1405،تاثیر هنر مدرن و معاصر بر ادبیات و شعر نو ایرانی با تمرکز بر ارتباط میان فرم های بصری هنر مدرن و ساختارشکنی در شعر؛ نیما یوشیج، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 اردیبهشت 1405 · تهران