چکیده مقاله
روش تدریس نقش محوری در ارتقای کیفیت یادگیری علوم ایفا می کند و انتخاب رویکرد آموزشی مناسب می تواند بر درک مفاهیم علمی و تثبیت آن ها در ذهن فراگیران اثرگذار باشد در دهه های اخیر، پژوهش های آموزشی به ویژه در حوزه علوم تجربی، بر مقایسه اثربخشی دو رویکرد اصلی یعنی روش سخنرانی به عنوان شیوه ای سنتی و انتقال محور و روش مبتنی بر آزمایش و تجربه مستقیم به عنوان روشی فعال و دانش آموزمحور تمرکز داشته اند شواهد حاکی از آن است که روش آزمایشگاهی و مبتنی بر تجربه، از طریق ایجاد تعامل فعال، تقویت تفکر انتقادی، ارتقای انگیزش درونی، و فراهم کردن زمینه برای کشف و حل مسئله، موجب یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود در مقابل، روش سخنرانی با وجود کارآمدی در انتقال سریع حجم بالای اطلاعات و ایجاد نظم در ارائه مطالب، اغلب موجب یادگیری سطحی و حافظه محور می گردد و نقش کمتری در پرورش مهارت های علمی و حل مسئله ایفا می کند بررسی پژوهش های مروری نشان می دهد که استفاده ترکیبی از هر دو رویکرد، متناسب با اهداف آموزشی، می تواند نتایج مطلوب تری به همراه داشته باشد؛ بدین صورت که سخنرانی برای تبیین مفاهیم پایه و آزمایش و تجربه برای تعمیق یادگیری و کاربرد مفاهیم به کار گرفته شود بنابراین، مرور ادبیات پژوهش های انجام شده بیانگر آن است که روش تدریس مبتنی بر آزمایش و تجربه مستقیم نسبت به روش سخنرانی در درک مفاهیم علوم اثربخشی بیشتری دارد، هرچند بهره گیری تلفیقی از آن ها می تواند الگوی آموزشی بهینه تری را فراهم آورد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مولوی کانی، تارا،1403،بررسی اثربخشی روش تدریس مبتنی بر آزمایش و تجربه مستقیم در مقایسه با روش سخنرانی در درک مفاهیم علوم تجربی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش وپرورش30 دی 1403 · ارومیه