چکیده مقاله
مسئله معنای زندگی یکی از بنیادی ترین دغدغه های فلسفه معاصر است که در اندیشه مارتین هایدگر از منظری وجودی و پدیدارشناختی بازاندیشی می شود این مقاله با رویکردی مروری تحلیلی به بررسی نقش مفهوم «اصالت» در تبیین و شکل گیری معنای زندگی در فلسفه هایدگر می پردازد یافته ها نشان می دهد که از دیدگاه هایدگر معنا نه امری از پیش تعیین شده بلکه حاصل نحوه بودن دازاین و نسبت آگاهانه او با امکان های وجودی خویش است انسان در وضعیت روزمره و در سیطره داسمان دچار غیر اصالت می شود اما از طریق رویارویی با امکان مرگ و پذیرش مسئولیت وجودی می تواند به خود اصیل دست یابد این بازگشت به خویشتن زمینه ساز معنا در زندگی است مقاله حاضر نشان می دهد که اصالت نه یک ویژگی روان شناختی یا اخلاقی بلکه ساختاری بنیادین در هستی دازاین است که نقش محوری در برساخت معنا ایفا می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
موسوی، اعظم سادات و نیک نشان، شقایق،1404،نقش اصالت در شکل گیری معنای زندگی در اندیشه مارتین هایدگر،هفدهمین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین در روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و آموزش�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفدهمین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین در روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و آموزشی7 آذر 1404