چکیده مقاله
جغرافیای سیاسی و مفاهیم قلمرو و مرز، از مولفه های کلیدی حاکمیت و هویت در شاهنشاهی ساسانی به شمار می روند که تعاملی را میان اندیشه دین زرتشتی و ضرورت های عملی فرمانروایی بازتاب می دهند پژوهش حاضر با هدف تحلیل مبانی نظری فضا، ساختار سازمان اداری قلمرویی و پیوند آن با ساختار ژئوپلیتیکی پیرامون، به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع پهلوی، بیزانسی و اسلامی انجام شده است یافته ها نشان می دهد که با پیوند دین و دولت، جغرافیا بر پایه تقابل ایدئولوژیک میان «ایران و انیران» تبیین شد و انسجام سرزمینی پدید آورد در بعد درون مرزی، نظام اداری مبتنی بر مرزبانان و اسپهبدان با اصلاحات ساختاری کوست های چهارگانه خسرو انوشیروان، تعادلی کارآمد میان تمرکزگرایی پایتخت و پویایی ایالات برقرار ساخت در بعد بیرونی نیز چالش های مرز غربی و شمال شرقی از طریق دیپلماسی، جنگ، ساخت دژهای دفاعی، ایجاد درآمدهای حاصل از جاده ابریشم و بنادر جنوبی مدیریت می شد در نهایت، نظام قلمرویی ساسانی ساختاری درهم تنیده از الهیات زرتشتی، تشکیلات صیانت از مرزها و مقتضیات ژئوپلیتیکی اقتصادی بود که برهم خوردن موازنه میان اقتدار داخلی و توان خارجی در اواخر این عهد، زمینه ساز فروپاشی آن گردید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یگ علی، صادق و بیگعلی، زینب،1405،بررسی جغرافیای ژئوپلیتیک ایران در دوره ساسانی،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران