چکیده مقاله
سیاست خارجی ایران در دوران رضاشاه پهلوی یکی از مهمترین مﻘاطع تحول در تاریخ معاصر کشور بهشمار میرود این دوره با تلاش برای ایجاد دولت متمرکز، تﻘویت حاکمیت ملی و کاهش نفوذ قدرتهای خارجی همراه بود مسیله اصلی این پژوهش بررسی ماهیت سیاست خارجی رضاشاه و تبیین این پرسش است که آیا این سیاستها بیشتر بر مبنای اصول ریالیستی واقعگرایانه استوار بودهاند یا گرایشهای ایدیالیستی آرمانگرایانه در آن نﻘش داشته است یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاست خارجی رضاشاه عمدتا مبتنی بر رویکردی ریالیستی بوده است؛ بهگونهای که حفظ بﻘا، امنیت ملی، موازنه قدرت میان بازیگران خارجی بهویژه بریتانیا و شوروی و کاهش وابستگی، در اولویت قرار داشت در عین حال، برخی اقدامات همچون تلاش برای مدرنسازی کشور، تﻘویت هویت ملی و استﻘلالطلبی، دارای ابعاد ایدیالیستی نیز بودهاند بنابراین، سیاست خارجی این دوره را میتوان ترکیبی از ریالیسم عملگرایانه با عناصر محدود ایدیالیستی دانست این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخی و اسناد موجود، به بررسی ابعاد مختلف سیاست خارجی رضاشاه پرداخته و تلاش کرده است تا تصویری جامع از جهتگیریهای راهبردی این دوره ارایه دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کفاشی، امید،1405،بررسی سیاست خارجی در عصر رضا شاه ) ریالیسم یا ایدالیسم(،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران