چکیده مقاله
با به قدرت رسیدن دوباره طالبان در اوت ۲۰۲۱، ساختار سیاسی و دیپلماتیک افغانستان با پارادایم جدیدی روبرو شد که در آن «سیاست خارجی» به ابزاری برای چانه زنی میان هویت ایدئولوژیک حکمرانی و ضرورت های بقای اقتصادی بدل گشته است پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات متقابل سیاست خارجی طالبان بر وضعیت حقوق بشر و بحران های بشردوستانه در این کشور می پردازد یافته های تحقیق نشان می دهد که سیاست خارجی طالبان بر پایه ی «تعامل گزینشی» با قدرت های منطقه ای و «تقابل هنجاری» با نظام بین الملل به ویژه غرب استوار است این رویکرد، از یک سو منجر به عدم شناسایی رسمی از سوی جامعه جهانی شده و از سوی دیگر، حقوق بشر—به ویژه حقوق زنان و اقلیت ها را به موضوعی برای تبادل امتیازات سیاسی تبدیل کرده است در بخش مسائل بشردوستانه، این سیاست خارجی انزواگرایانه، با انسداد دارایی های ارزی و کاهش کمک های توسعه ای، بحران معیشتی را تشدید کرده و دسترسی به نیازهای بنیادین را با بن بست مواجه ساخته است در واقع، اصرار بر سیاست های داخلی مغایر با کنوانسیون های بین المللی، به مثابه مانعی بزرگ در مسیر دیپلماسی بشردوستانه عمل کرده و منجر به ایجاد یک «بحران ترکیبی» شده است که در آن، شهروندان قربانی تضاد میان تعهدات بین المللی و ملاحظات سیاسی حاکمیت جدید شده اند این نوشتار نتیجه می گیرد که تداوم رویکرد فعلی در سیاست خارجی طالبان، نه تنها چشم انداز بهبود حقوق بشر را تیره می سازد، بلکه با فرسایش زیرساخت های امدادرسانی، افغانستان را به سمت یک فاجعه انسانی پایدار سوق می دهد :
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�خی رحیمی، غلام،1405،تاثیر سیاست خارجی طالبان بر حقوق بشر و مسائل بشردوستانه در افغانستان،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران