چکیده مقاله
این مقاله به بررسی انتقادی و تحلیل معرفت شناختی مفهوم «کارآفرینی» آنتروپرونورشیپ با تمرکز بر آراء نظریه پردازان مکتب اقتصادی اتریش می پردازد ایده کارآفرینی در دهه های اخیر به یکی از «واژگان نهایی» و هژمونیک در ادبیات اقتصاد سیاسی تبدیل شده است، به طوری که نقد آن به طرد ناقدان می انجامد این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی نشان می دهد که کارآفرینی در مکتب اتریش نه یک مفهوم استقرایی و تجربی، بلکه مقوله ای استنتاجی است که از گزاره های پیشینی و هستی شناختی این مکتب مانند فردگرایی روش شناختی، کاتالاکسی، و ذهنیت گرایی ارزش ها استخراج شده است همچنین، ریشه شناسی واژه Entrepreneur نشان می دهد که این مفهوم دلالت بر خطرپذیری برای کسب سود دارد و لزوما به معنای خلق کار نیست در ادامه، مقاله ضمن بررسی دیدگاه های متفکرانی چون شومپیتر، میزس، کرزنر و هایک، به مخاطرات و پیامدهای جدی بسط این ایده از جمله توجیه انحصار، بازتعریف امنیت اقتصادی، تضعیف دموکراسی و اتحادیه های کارگری، تخریب محیط زیست، نفی مالیات، مشروعیت بخشی به بازار سیاه و در نهایت نابودی صنعت ملی و حذف مفهوم «کار» می پردازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نیرومند، امیرمحمد،1405،تبارشناسی و واسازی ایدئولوژی کارآفرینی: تحلیل معرفت شناختی مختصات و مخاطرات آنتروپرونورشیپ در مکتب اقتصادی اتریش،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران