چکیده مقاله
محور مقاومت به عنوان شبکه ای از بازیگران دولتی و غیردولتی همسو با جمهوری اسلامی ایران، طی چهار دهه اخیر به یکی از مولفه های محوری سیاست خارجی و راهبرد امنیت ملی ایران تبدیل شده است پرسش اصلی این پژوهش آن است که نسبت هزینه های اقتصادی تحمیل شده بر ایران در نتیجه حفظ و توسعه این شبکه، با دستاوردهای راهبردی حاصل از آن چگونه قابل ارزیابی است؟ نوشتار حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری جنگ نیابتی و تحلیل هزینه‑کارایی و با استناد به داده های اقتصادی معتبر از نهادهایی چون صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، موسسه پژوهش های صلح استکهلم SIPRI و گزارش های پژوهشی مراکز مطالعاتی چون چتم هاوس، به بررسی تطبیقی هزینه های مادی و دستاوردهای ژئوپلیتیکی محور مقاومت می پردازد یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود فشارهای اقتصادی بی سابقه بر ایران؛ شامل تورم ۹/۶۸ درصدی، کاهش ۱/۶ درصدی تولید ناخالص داخلی و کاهش ۶/۵ درصدی بودجه دفاعی در سال ۲۰۲۵ ، راهبرد جنگ نیابتی از منظر هزینه‑کارایی، توجیه پذیری نسبی دارد؛ چراکه کل سرمایه گذاری ۱۳ ساله ایران در این شبکه ۱۶ میلیارد دلار به مراتب کمتر از هزینه نظامی سالانه رژیم صهیونیستی اسرائیل ۳/۴۸ میلیارد دلار و کسری از بودجه دفاعی آمریکا ۹۵۴ میلیارد دلار است با این حال، چالش های کنترل نیابتی ها، هزینه های فرصت تحریم ها و منازعه گفتمانی درون سیستمی میان رویکردهای «مقاومت» و «سازش»، دوام پذیری بلندمدت این راهبرد را با ابهاماتی جدی مواجه ساخته است مطالعه تطبیقی کشورهای سازش کننده لیبی، عراق، ونزوئلا نیز نشان می دهد که تسلیم در برابر نظام سلطه، نه تنها امنیت و رفاه به ارمغان نمی آورد، بلکه به غارت منابع و ازبین رفتن حاکمیت منجر می شود نتیجه آنکه محور مقاومت، علیرغم هزینه های سنگین، همچنان به عنوان یک «سرمایه راهبردی» برای جمهوری اسلامی ایران ایفای نقش می کند؛ هرچند که این سرمایه در بستر بحران های ساختاری اقتصاد داخلی، نیازمند بازتعریف و روزآمدسازی راهبردی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رگران خوزانی، محمدرضا و مرزعاوی، ندا،1405،تحلیل راهبردی مقاومت و سازش در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران