چکیده مقاله
خودمحوری در کودکان، بهویژه در سنین پایین، پدیدهای طبیعی است و بخشی از روند رشد شناختی و عاطفی آنها محسوب میشود با این حال، اگر این ویژگی به درستی مدیریت نشود یا تشدید گردد، میتواند تاثیر منفی بر سلامت روان کودک بگذارد کودکانی که خودمحوری شدید دارند، اغلب در برقراری ارتباط با همسالان خود دچار مشکل میشوند، زیرا توانایی درک دیدگاههای دیگران را ندارند این مسئله میتواند منجر به انزوا، کاهش اعتمادبه نفس و افزایش اضطراب اجتماعی شود از سوی دیگر، خودمحوری افراطی ممکن است باعث مقاومت کودک در برابر قوانین و محدودیتها شود، که این امر چالش های رفتاری و تعارض با والدین یا معلمان را به دنبال دارد چنین کودکانی ممکن است در مواجهه با ناکامی ها، واکنش های هیجانی شدیدی مانند پرخاشگری یا گوشهگیری نشان دهند، زیرا توانایی تنظیم هیجانات خود را بهدرستی کسب نکرده اند بااین حال، اگر والدین و مربیان به جای سرکوب این ویژگی، به کودک کمک کنند تا گام به گام درک بهتری از دیگران پیدا کند، خودمحوری میتواند به تدریج تعدیل شود آموزش همدلی، تشویق به مشارکت در فعالیتهای گروهی و الگودهی رفتارهای اجتماعی مناسب، از راهکارهای موثر برای کاهش آثار منفی خودمحوری است درنتیجه، کودک بدون از دست دادن اعتمادبه نفس، مهارت های لازم برای تعامل سالم با محیط اطراف را می آموزد و سلامت روان او تقویت میشود به طورکلی، خودمحوری در حد متعادل، بخشی طبیعی از رشد کودک است، اما اگر به درستی هدایت نشود، می تواند به مانعی برای رشد اجتماعی و عاطفی او تبدیل شود نقش حمایتی والدین و محیط آموزشی در این زمینه بسیار حیاتی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رقامی، الهام و آذری وند، حدیثه و معظمی گودرزی، زهرا و پشت مشهدی، مریم،1405،رابطه خودمحوری با سلامت روان کودکان،شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 تیر 1405 · تهران