چکیده مقاله
تفکر سیستمی طی دهه های اخیر یکی از مهم ترین رویکردها برای تحلیل مسائل پیچیده و فهم پویایی های نظام های نوآوری بوده است با وجود این کارآمدی، نقدهایی اساسی به آن وارد شده است؛ از جمله غلبه نگاه الگو محور بر تبیین علی، دشواری استخراج سازوکارهای مولد پدیده ها، و فقدان چارچوبی که بتواند روابط میان اجزا، ساختار، محیط و فرآیندهای اثرگذار را به صورت صریح مدل سازی کند در سال های اخیر، پارادایم «سیستم گرایی» و چارچوب CESM ترکیب، محیط، ساختار، سازوکار به عنوان پاسخی نوین برای تقویت تبیین سازوکارمحور پدیده های پیچیده مطرح شده اند این مقاله با هدف فراتررفتن از مرزبندی سنتی میان تفکر سیستمی و سیستم گرایی، یک رویکرد تلفیقی با عنوان ST–CESM پیشنهاد می کند که نقاط قوت هر دو پارادایم را در کنار هم قرار می دهد در این رویکرد، تفکر سیستمی برای ترسیم تصویر کلان، شناسایی الگوهای پویا و حلقه های بازخوردی به کار می رود، در حالی که مدل CESM برای تبیین سازوکارهای علی، فهم روابط ساختاری و تحلیل شرایط محیطی و نهادی مورد استفاده قرار می گیرد برای نشان دادن کارآمدی این تلفیق، نظام نوآوری هوش مصنوعی به عنوان مطالعه موردی تحلیل می شود؛ حوزه ای که به دلیل چندبازیگری بودن، پیچیدگی ساختاری، و نقش برجسته سازوکارهای یادگیری، داده و رقابت، نمونه ای برجسته از نظام های نوآوری معاصر است نتایج نشان می دهد که چارچوب ST–CESM می تواند شکاف میان «شناخت الگوهای سیستمی» و «تبیین سازوکارهای علی» را پر کرده و زمینه طراحی دقیق تر سیاست ها و مداخلات نوآورانه را فراهم آورد این تلفیق نه تنها ظرفیت توضیحی رویکردهای سیستمی را ارتقا می دهد، بلکه برای مطالعات آینده در حوزه نوآوری و سیاست گذاری نیز چشم اندازی جدید فراهم می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�کری خیادانی، مسعود،1404،فراتر از تفکر سیستمی: تبیین پدیده نوآوری با چارچوب ترکیبی تفکر سیستمی–سیستم گرایی (ST–CESM)،چهارمین کنفرانس بین المللی تفکر سیستمی در عمل،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی تفکر سیستمی در عمل12 آذر 1404 · مشهد