چکیده مقاله
این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت ها و چالش های به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی، با تمرکز بر یادگیری شخصی انجام شده است مسئله اصلی مطالعه، نابرابری های آموزشی و ضعف در پاسخ گویی به تفاوت های فردی دانش آموزان است که در بسیاری از نظام های آموزشی، از جمله ایران، به چشم می خورد هدف این تحقیق آن است که روشن سازد چگونه ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند مسیرهای یادگیری اختصاصی را برای هر دانش آموز طراحی کرده، انگیزه و مشارکت آنان را ارتقا دهد، بارکاری معلمان را کاهش دهد و در نهایت به تقویت عدالت آموزشی کمک کند روش پژوهش به صورت مطالعه مروری و تحلیلی است و داده ها از پایگاه های علمی بین المللی و منابع داخلی گردآوری و سپس به شیوه کیفی تحلیل شده است یافته ها نشان می دهد که سیستم های هوشمند آموزشی قادرند محتوای درسی را متناسب با توانایی ها و نیازهای فردی دانش آموزان تنظیم کنند، بازخورد فوری ارائه دهند و از طریق ابزارهای چندحسی، یادگیری عمیق تر و ماندگارتری ایجاد کنند همچنین، تجربه های جهانی حاکی از آن است که این فناوری ها می توانند در کاهش اضطراب تحصیلی، بهبود عملکرد در دروس دشوار و حمایت از دانش آموزان با نیازهای ویژه موثر باشند در مقابل، چالش هایی همچون وابستگی بیش از حد به فناوری و نابرابری دسترسی به زیرساخت های دیجیتال، ضرورت بازاندیشی در سیاست گذاری آموزشی را نشان می دهد در نتیجه، این پژوهش تاکید می کند که به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی تنها زمانی موفق خواهد بود که در کنار توسعه زیرساخت ها، توانمندسازی معلمان و توجه به ملاحظات اخلاقی، به عنوان راهبردی ملی در خدمت ارتقای عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
میرزایی گودرزی، مسعود،1404،هوش مصنوعی و یادگیری شخصی: بازاندیشی عدالت آموزشی در مدارس ابتدایی،اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش،گتوند
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش30 آبان 1404 · گتوند