چکیده مقاله
هدف از این مقاله، واکاوی و تبیین چگونگی کاربرد یافته های علوم شناختی در بهبود فرآیندهای یاددهی یادگیری در محیط کلاس درس است با توجه به افزایش پیچیدگی های آموزشی و ناکارآمدی برخی روش های سنتی، این مطالعه تلاش دارد تا با اتصال مبانی نظری مغز به راهبردهای عملی تدریس، الگویی علمی برای ارتقای کیفیت آموزش ارائه دهد این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی به شیوه مروری است نتایج پژوهش نشان داد که سه محور اصلی در کاربرد علوم شناختی در آموزش حائز اهمیت است: اول، مدیریت بار شناختی از طریق تجزیه مفاهیم پیچیده و هماهنگی بین کانال های دیداری و شنیداری برای جلوگیری از سرریز حافظه کاری دوم، تقویت حافظه بلندمدت با جایگزینی روش های منفعلانه با استراتژی های «بازخوانی فعال» و «تکرار فاصله دار» که منجر به تثبیت پایدارتر اطلاعات می شود سوم، درک تفاوت های فردی و ایجاد محیط یادگیری فراگیر از طریق استفاده از روش های چندحسی و درگیری فعال دانش آموزان که باعث افزایش توجه و کاهش حواس پرتی می گردد یافته ها حاکی از آن است که ادغام اصول علوم شناختی در طراحی آموزشی، نیازمند تغییر نقش معلم از انتقال دهنده دانش به طراح تجربه یادگیری است با به کارگیری هوشمندانه این یافته ها، می توان کلاس درس را به محیطی پویا، تعاملی و کارآمد تبدیل کرد که در آن یادگیری عمیق، ماندگار و متناسب با ظرفیت های شناختی دانش آموزان شکل می گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ولکی، عطیه و موسوی، زینب سادات و امیرسرداری، فاطمه و قربانی، معصومه،1405،کاربرد یافته های علوم شناختی در بهبود آموزش کلاس درس،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر