چکیده مقاله
از آن جایی که حقوق یک امر اجتماعی است و امر اجتماعی اصالت فرد و اصالت جامعه به نحو توامان حاکم هستند حقوق موظف به تنظیم کنندگی بین امور فردی و اجتماعی در جامعه است تا نظم و عدالت اجتماعی حاصل شود فرهنگ نیز روح جمعی یک جامعه در زمان و مکان مشخص است که حاکی از آگاهیها و ذهنیت های مشترک بنیادین و فرعی آن جامعه است این ذهنیت مشترک باعث میشود که نمادهای خارجیای مثل هنر و معماری ایجاد شوند که به صورت پیوسته و سازوار شده با هم مرتبط هستند این ویژگیهای فرهنگ باعث میشود که هر جامعه فرهنگ خاص خود را داشته باشد و جوامع متفاوت فرهنگهای متفاوتی دارند حقوق در اسلام به عنوان یکی از زیرمجموعه های فقه محسوب میشود و رویکرد فقه به عرف، به عنوان یکی از مهمترین نمودها و بروزهای فرهنگ ، یک رویکرد ویژه است به نحوی که عدم توجه به عرف موجب انسداد در استنباط احکام شرعی و اجتهاد شرعی میشود و به عبارت دقیقتر نفس اجتهاد شرعی برای جهت دهی عرف و فرهنگسازی است لذا به هیچ عنوان نمیتوان آن را نادیده گرفت که در این میان در مواردی عرف به عنوان دلیل شرعی ، که بالاترین اعتبار یک امر در شرع است و هم ردیف قرآن و روایات قرار میگیرد، شناخته میشود این مسئله در حقوق نیز صادق است با توجه به مسائل فوق باید گفت که از منظر اسلام و فقه امامیه در مسائل حقوقی ابتدا باید به عرف مراجعه و التفات کرد چرا که اولا در اسلام اصالت جامعه و اصالت فرد توامان وجود دارند لذا فرهنگ به عنوان مهمترین جزء جامعه نیز از این اصالت برخوردار است و ثانیا فرهنگ از مجرای عرف در استنباط احکام فقهی و حقوقی به عنوان دلیل استنباط و شناخت موضوع و نیز قابلیت حضور و استناد دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ریابار، زهرا و سلطانی، محمدهادی،1402،بررسی رابطه حقوق به عنوان تنظیم کننده امور اجتماعی و فرهنگ به عنوان عنصر جدانشدنی از روابط اجتماعی جامعه با رویکرد موضع اسلام و فقه،اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه21 اردیبهشت 1402 · بابل