چکیده مقاله
نظام فلسفی ابن سینا، به طور کلی و به ویژه از لحاظ برخی اصول آن، ژرفترین و ماندنی ترین تاثیر را بر تفکر فلسفی اسلامی پس از وی و نیز بر فلسفه اروپایی سدههای میانه داشته است این نظام فلسفی آمیزهای است از مهم ترین عناصر بنیادی فلسفه مشایی ارسطویی و برخی عناصر مشخص جهانبینی نوافلاطونی ، در پیوند با جهانبینی دینی اسلامی با وجود این ، ابن سینا، پیش از هر چیز پیرو ارسطو است که درباره وی می گوید »امام حکیمان و دستور و آموزگار فیلسوفان ارسطاطالیس « اما این پیروی از ارسطو، تعصب آمیز و کورکورانه نیست ابن سینا، در پیروی از خطوط اساسی اندیشه های بنیادی ارسطو، گاه به گاه و اینجا و آنجا در ساختار تفکر مشایی نوآوری می کند، نکات مبهم تفکر ارسطو را روشن می سازد، به ویژه به تفصیل می پردازد و گاه برآن می افزاید و سرانجام می کوشد که به یاری عناصری از اندیشه های افلوطینی پلوتینوس و نوافلاطونی نظام فلسفی نوینی بنیاد نهد، اما رویدادهای زندگانی به ویژه مرگ زودرسش ، کوششهای او را ناتمام و نافرجام گذاشت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�زادی، امیرعلی،1402،فلسفه از دیدگاه ابوعلی سینا،اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه21 اردیبهشت 1402 · بابل