چکیده مقاله
عشق بعنوان مولفه روانی موثر بر بدن است اما اینکه چگونه ؟ پرسش اصلی تحقیق پیش روست فروید با نگرشی فیزیکالیسمی در توضیح این تاثیرگذاری ، عشق را بیماری روانی محصور در نیازهای تناسلی دانسته لذا اساس موجودیت نفس را امور غریی ز برخواسته از بیولوژی بدن می داند ابن سینا هم که علاوه برتاملات فلسفی اش وامدار تجارب عملی درحوزه طبی است ، عشق را بیماری همراه با عوارض جسمانی می داند و قائل به اتحاد میان روان و بدن است درتلقی ایشان نفس کمال بدنی مجرد بسیط است که در آن عشقی است که بدن را برای انجام افعالش بکار می گیرد لذا نفس مدبر حرکات بدنی است درمقاله حاضر برآنیم با روشی توصیفی تحلیلی باتوجه به قرابت های نفس شناسی سینوی و فرویدی ، با مقایسه آراء شان تاثیر رویکرد روانکاوانه ابن سینا در نفس پژوهی را که تا حدودی کمرنگ واقع شده را نشان دهیم تا به پاسخی قانع کننده دست یازیم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ظهاری جنکانلو، نگار،1402،بررسی رویکرد روانکاوانه ابن سینا و فروید درباب نسبت میان نفس و بدن با تکیه بر عشق،اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه21 اردیبهشت 1402 · بابل