چکیده مقاله
در طول تاریخ آموزش رسمی، کلاس درس همواره با این پارادوکس روبه رو بوده است که در ظاهر، گروهی یکدست از یادگیرندگان را در بر می گیرد، اما در باطن، متشکل از ذهن هایی است که در ادراک، پردازش، انگیزش، سرعت و شیوه یادگیری، تفاوت های عمیق و غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند مدل سنتی آموزش، مبتنی بر این فرض ضمنی و نادرست بنا شده است که همه دانش آموزان یک کلاس، در یک زمان، با یک روش و با یک محتوا به یکسان می توانند بیاموزند؛ فرضی که سال هاست از سوی روان شناسی شناختی، عصب پژوهی و علوم تربیتی به چالش کشیده شده است در پاسخ به این نارسایی بنیادین، رویکرد «تدریس فراگیر» یا «تفاوت های فردی» ظهور کرده است؛ رویکردی که بر شناخت علمی تفاوت های فردی و طراحی آگاهانه آموزش بر مبنای آن ها برای تحقق عدالت آموزشی و یادگیری بهینه برای همه یادگیرندگان تاکید دارد این مقاله با بهره گیری از مبانی روان شناسی تفاوت های فردی، نظریه های هوش های چندگانه، سبک های یادگیری، حافظه کاری، نظریه پردازش اطلاعات و آسیب شناسی یادگیری، به تحلیل ابعاد نظری و عملی این رویکرد می پردازد یافته ها نشان می دهد که تدریس فراگیر صرفا یک سازوکار فنی برای سازگاری با تفاوت ها نیست، بلکه یک تغییر پارادایمی در مفهوم یادگیرنده، معلم، برنامه درسی و مدرسه است؛ تغییری که در آن تفاوت های فردی از یک مانع برای یکسان سازی به یک منبع غنی برای غنی سازی یادگیری تبدیل می شود مقاله در پایان، الگویی عملیاتی برای طراحی و اجرای تدریس فراگیر ارائه می دهد و پیشنهادهایی برای معلمان، طراحان برنامه درسی، خانواده ها و سیاست گذاران مطرح می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نادم، مهدی و بهرامی، نیلوفر و مولایی، فریبا و براتی، مریم و کاظمی، مهرو،1405،ذهن های متمایز: روان شناسی تفاوت های فردی و روش های تدریس فراگیر،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر