چکیده مقاله
این مقاله مروری با هدف بررسی جامع سیر تحول نظریه های انگیزش در حوزه آموزش و پرورش از رویکردهای ابتدایی رفتارگرایی تا نظریه های پیشرفته و جامع خودتعیین گری انجام شده است یافته های این پژوهش نشان می دهد که مفهوم انگیزش در آموزش از تمرکز صرف بر تقویت کننده های بیرونی در دیدگاه رفتارگرایی، به سمت درک پیچیده تری از فرایندهای شناختی در نظریه های شناختی اجتماعی و سپس به شناسایی نیازهای روان شناختی بنیادین در نظریه خودتعیین گری تکامل یافته است تحلیل یافته ها حاکی از آن است که نظریه خودتعیین گری با تاکید بر سه نیاز اساسی خودمختاری، شایستگی و ارتباط، چارچوبی جامع برای درک انگیزش درونی و بیرونی دانش آموزان فراهم می کند نتایج همچنین نشان می دهد که محیط های یادگیری حمایت کننده از خودمختاری، ارائه دهنده چالش های بهینه و تقویت کننده احساس تعلق، با پیامدهای مثبت تحصیلی از جمله عملکرد بهتر، یادگیری عمیق تر و بهزیستی روان شناختی بالاتر ارتباط دارند این مقاله با ارائه پیشنهادهایی برای کاربرد عملی نظریه های انگیزشی در طراحی محیط های آموزشی و روش های تدریس، تلاش می کند تا شکاف میان نظریه و عمل را در این حوزه کاهش دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مداحی، آیدا و فتح الهی بوکانی، سمیه و حکیمی کوران آبادی، شهین و مقصودی، ریحانه،1404،نظریه های انگیزش در آموزش و پرورش ، سیر تحولی از رویکرد رفتارگرایانه تا خودتعیین گری،سومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت و علوم اجتماعی،تبریز
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت و علوم اجتماعی31 شهریور 1404 · تبریز