چکیده مقاله
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق و توصیف دلایل و زمینه های موثر بر بی علاقگی دانش آموزان به درس و فرایند یادگیری انجام شده است درک این پدیده از دیدگاه خود دانش آموزان، مسئله اصلی این تحقیق را تشکیل می دهد روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد شرکت کنندگان در پژوهش، دانش آموزان مقطع متوسطه اول بر اساس جامعه آماری پژوهشگر شهر جیرفت در سال تحصیلی ۱۴۰۴ ۱۴۰۳ بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از دانش آموزان تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید تحلیل داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی و برای شناسایی مضمون های اصلی و فرعی انجام شد یافته ها: تحلیل تجارب زیسته دانش آموزان منجر به استخراج پنج مضمون اصلی در زمینه بی علاقگی به درس شد این مضامین عبارتند از: «ناکارآمدی روش های تدریس» شامل یکنواختی کلاس، عدم توجه به تفاوت های فردی و تاکید صرف بر حفظیات ، «کیفیت تعامل انسانی در مدرسه» شامل ضعف در ارتباط عاطفی معلم با دانش آموز و فضای خشک و غیرصمیمی ، «فشار و اضطراب ناشی از ارزشیابی» شامل تاکید افراطی بر نمره و امتحان به جای یادگیری ، «عدم درک ارتباط درس با زندگی واقعی» شامل بی معنایی محتوای درسی در دنیای واقعی دانش آموز و «عوامل فردی و بستری» شامل مشکلات روحی خانوادگی و ناتوانی های یادگیری پنهان
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پایمزد، مرتضی و سنجری گروه، آفاق و صباحی گراغانی، رضا و مرسلپور، رخساره،1404،بررسی بی علاقگی دانش آموزان به درس،اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین،اهواز
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین15 مهر 1404 · اهواز