چکیده مقاله
در سال تحصیلی جاری که به عنوان معلم پایه ششم ابتدایی در مدرسه پسرانه ای در استان گیلان مشغول به تدریس بودم، با وجود آن که کلاس من متشکل از ۳۲ دانش آموز فعال، شاداب، و باانگیزه بود که احترام بسیاری برای من قائل اند و رابطه ای بسیار صمیمانه و دوسویه میان ما وجود دارد، متوجه شدم که در فرآیند آموزش، مشارکت واقعی دانش آموزان در فعالیت های یاددهی یادگیری، به ویژه در ابعاد تعمیق یادگیری، تصمیم گیری گروهی، و تفکر انتقادی، آن گونه که باید شکل نمی گیرد دانش آموزان علی رغم هوشمندی، علاقه مندی و نشاط، عموما منتظر هدایت کامل از سوی من بودند و کمتر در مباحث مشارکت فعال داشتند این موضوع، به ویژه در فعالیت های گروهی، مباحث درسی خلاقانه و پرسش محور، و نیز در فرصت هایی که نیازمند تولید محتوا، پرسش گری یا بازخورد بین دانش آموزی بود، بیشتر خود را نشان می داد با توجه به اینکه ارزشیابی در دوره ابتدایی به صورت توصیفی انجام می شود و معیارهایی چون «خیلی خوب»، «خوب»، «قابل قبول» و «نیاز به تلاش» برای ارزیابی پیشرفت دانش آموزان در نظر گرفته می شود، تصمیم گرفتم با طراحی و اجرای این اقدام پژوهی، با استفاده از روش های مشارکتی و فعالیت محور، زمینه های مشارکت واقعی، آگاهانه، و پویا را در میان دانش آموزانم تقویت کنم در این مسیر، تلاش کردم تا با اتکا به تجربیات چندساله خود در تدریس پایه ششم و شناخت عمیقی که از ویژگی های رشدی و شخصیتی دانش آموزان این مقطع دارم، راهکارهایی بومی، ملموس و عملی برای افزایش درگیری ذهنی و عاطفی دانش آموزان در فرآیند آموزش طراحی کنم برای گردآوری اطلاعات، به دلیل محدودیت های سنی دانش آموزان در استفاده از پرسشنامه رسمی، بیشتر از روش های مشاهده ی دقیق، تحلیل رفتارهای کلاسی، گفتگوهای فردی و گروهی، بررسی نمونه فعالیت ها و تکالیف، و بازخوردهای کلامی بهره گرفتم همچنین از دفتر ارزشیابی توصیفی و بازخوردهای همکاران و اولیاء نیز استفاده کردم در بخش تجزیه و تحلیل داده ها، با کمک جدول های تحلیلی به بررسی میزان مشارکت دانش آموزان در قبل و بعد از اجرای راهکارها پرداختم راهکارهایی چون تشکیل گروه های یادگیری همیار، طراحی نقش های فعال برای دانش آموزان در تدریس، استفاده از فعالیت های پروژه محور، برگزاری نشست های کلاسی برای تصمیم گیری گروهی، و تعریف «دانش آموز مسئول» در موضوعات درسی، در فرآیند اجرا مورد بهره برداری قرار گرفت نتایج نشان داد که پس از اجرای این راهکارها، میزان مشارکت واقعی، خودانگیختگی، حس مسئولیت پذیری، و توان تحلیل دانش آموزان به طور چشمگیری افزایش یافت و در ارزیابی های توصیفی پایانی، تعداد بیشتری از دانش آموزان در مولفه های «مشارکت در فعالیت های گروهی»، «تفکر و پرسش گری»، و «مسئولیت پذیری در یادگیری» موفق به کسب سطح «خیلی خوب» شدند در پایان این اقدام پژوهی، مشخص شد که حتی در میان دانش آموزان علاقه مند و وابسته به معلم نیز، مشارکت واقعی در یادگیری نیازمند بسترهای آگاهانه، ساختاریافته و هدفمند است و معلم با رویکردی تسهیل گرانه می تواند از طریق فعالیت های مشارکتی، زمینه ساز شکل گیری یادگیری فعال، عمیق، و پایدار باشد این پژوهش، اثبات کرد که مشارکت در فرآیند آموزش نه تنها باعث تقویت مهارت های شناختی و اجتماعی دانش آموزان می شود، بلکه خود من معلم را نیز در مسیر حرفه ای رشد می دهد و بینش تازه ای نسبت به فرآیند تدریس و نقش آفرینی در کلاس برایم ایجاد کرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
معصومی، مریم،1404،چگونه توانستم با روش های مشارکتی، دانش آموزان را در فرآیند آموزش فعال تر کنم؟،اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین،اهواز
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین15 مهر 1404 · اهواز