چکیده مقاله
نظام های آموزشی در جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری در معرض تحولات فکری، اجتماعی، فناورانه و فرهنگی قرار گرفته اند تغییرات سریع در ساختار جوامع، گسترش فناوری های اطلاعاتی، پیچیده تر شدن مسائل اجتماعی و نیاز روزافزون به شهروندانی خلاق، تحلیل گر و توانمند در حل مسئله، موجب شده است که هدف آموزش دیگر صرفا انتقال دانش و محفوظات نباشد؛ بلکه تربیت انسان هایی متفکر، نقاد، پرسشگر و مستقل به عنوان یکی از اساسی ترین رسالت های تعلیم و تربیت شناخته شود در این میان، مفهوم «تفکر نقاد» به عنوان یکی از کلیدی ترین مهارت های قرن بیست ویکم جایگاه ویژه ای در اسناد آموزشی، برنامه های درسی و سیاست گذاری های تربیتی بسیاری از کشورها یافته است سیاست گذاران آموزشی در سطوح مختلف همواره بر ضرورت پرورش قدرت تحلیل، استدلال منطقی، توانایی نقد، قضاوت آگاهانه و تفکر خلاق در دانش آموزان تاکید می کنند و این مفاهیم را در قالب اهداف کلان تربیتی، اسناد تحول بنیادین، برنامه های توسعه آموزشی و بیانیه های رسمی مطرح می سازند با وجود این تاکیدات نظری و گفتمانی، واقعیت جاری در بسیاری از نظام های آموزشی، به ویژه در جوامع در حال توسعه، نشان دهنده نوعی شکاف عمیق میان سیاست های اعلامی و سیاست های اجرایی است اگرچه در سطح رسمی از ضرورت تربیت انسان های متفکر و منتقد سخن گفته می شود، اما ساختارهای اجرایی آموزش همچنان بر محور حفظیات، بازتولید اطلاعات، تکرار محتوا و موفقیت در آزمون های حافظه محور استوار باقی مانده اند این وضعیت نوعی «دوگانگی نهادی» را در نظام تربیتی شکل داده است؛ دوگانگی ای که در آن، از یک سو گفتمان رسمی آموزش بر توسعه تفکر نقاد تاکید می کند و از سوی دیگر، سازوکارهای عملی آموزش، دانش آموزان را به سوی انفعال ذهنی، حفظ مطالب و تبعیت از پاسخ های از پیش تعیین شده سوق می دهد در چنین شرایطی، آموزش به جای آنکه عرصه ای برای تفکر، تحلیل و پرسشگری باشد، به فرآیندی برای انباشت محفوظات و بازتولید پاسخ های استاندارد تبدیل می شود در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی دوگانگی نهادی میان سیاست های آموزشی اعلامی توسعه تفکر نقاد و سیاست های اجرایی حفظ حافظه محوری در نظام تربیتی پرداخته شود نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تداوم حافظه محوری در مدارس، تحقق واقعی تفکر نقاد و یادگیری عمیق را با چالش جدی مواجه کرده است بنابراین، اصلاح نظام آموزشی مستلزم هماهنگی میان اهداف نظری، شیوه های ارزشیابی، محتوای درسی و روش های تدریس است تا آموزش بتواند به بستری برای پرورش انسان های خلاق، تحلیل گر و مسئول تبدیل شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
منسوجیان، نجمه و ، وحید عابدینی و ، مریم حسن زاده و ، امیر ارسلان بدرقه،1404،بررسی دوگانگی نهادی میان سیاست های آموزشی اعلامی (توسعه تفکر نقاد) و سیاست های اجرایی (حفظ حافظه محوری) در نظام تربیتی،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404