چکیده مقاله
تحولات سریع اجتماعی، فناوری و نیازهای نوین آموزشی موجب شده است که مدارس و نظام های تعلیم و تربیت برای افزایش کارایی و پاسخگویی به تغییرات محیطی، به سازمان هایی یادگیرنده تبدیل شوند پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مولفه های سازمان یادگیرنده و کارایی آموزشی مدارس انجام شده است این مطالعه از نوع پژوهش کاربردی و توصیفی–همبستگی است و جامعه آماری آن شامل معلمان و مدیران مدارس ابتدایی و متوسطه در یکی از استان های کشور می باشد نمونه ای به تعداد ۳۵۰ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازمان یادگیرنده بر اساس مدل سنگه ۱۹۹۰ و پرسشنامه سنجش کارایی آموزشی بود که روایی و پایایی آن ها تایید شد داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر SEM تحلیل شدند یافته ها نشان داد که همه مولفه های سازمان یادگیرنده شامل تسلط فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی با کارایی آموزشی رابطه مثبت و معنادار دارند بیشترین اثرگذاری بر کارایی آموزشی به یادگیری تیمی و چشم انداز مشترک تعلق داشت و رهبری آموزشی مدیران نقش میانجی موثری در تقویت این اثرگذاری ایفا کرد همچنین، ساختار متمرکز، کمبود منابع و امکانات، مقاومت فرهنگی و ضعف فرهنگ یادگیری جمعی از مهم ترین چالش های موجود در پیاده سازی سازمان یادگیرنده بود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سمعیلی، محبوبه،1404،سازمان یادگیرنده؛ الگوی پیشرفته برای ارتقاء کارایی در نظام تعلیم و تربیت،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404