چکیده مقاله
بازاندیشی در برنامه ریزی درسی تعلیمات دینی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای عبور از وضعیت کنونی و پاسخگویی به نیازهای اخلاقی پیچیده جامعه ایران است اهمیت این بازاندیشی از نارضایتی عمومی از کارآمدی نظام آموزشی در پرورش فضایل اخلاقی و احساس فوریت ناشی از چالش های اخلاقی نوظهور در عصر دیجیتال نشات می گیرد بیان مسئله اصلی این مقاله بر این محور استوار است که برنامه درسی موجود در حوزه تعلیمات دینی، در چارچوبی ثابت و کم انعطاف گرفتار آمده و در عمل با موانع بنیادین متعددی روبرو است که امکان تحقق اهداف متعالی آن را محدود ساخته اند این موانع را می توان در چهار سطح کلیدی تحلیل نمود نخست، در سطح مبانی و اهداف، با مانع فقدان چارچوب نظری بومی و منسجم مواجهیم که بتواند میان سنت های اخلاقی دینی، ارزش های ملی و ضرورت های شهروندی جهانی پیوندی منطقی ایجاد کند دوم، در سطح ساختار و محتوا، تمرکزگرایی افراطی و برنامه درسی فشرده و انعطاف ناپذیر، هرگونه خلاقیت و توجه به تفاوت های منطقه ای و فردی را ناممکن می سازد محتوا غالبا انتزاعی، کلیشه ای و فاقد ارتباط با مسائل اخلاقی عینی زندگی دانش آموزان است سوم، در سطح روش و اجرا، سلطه روش های انتقالی یک سویه و عدم توانمندسازی معلمان در به کارگیری رویکردهای فعال، تعاملی و موقعیت محور، بزرگترین مانع محسوب می شود چهارم، در سطح ارزشیابی و زمینه، نبود نظام سنجش معتبر برای سنجش رشد اخلاقی و تعارض پیام های ارزشی بین مدرسه، خانواده و فضای رسانه ای، اثرگذاری هر برنامه ای را تضعیف می کند در مواجهه با این موانع، پیشنهادات عملیاتی برای بازاندیشی باید چندمسیره و هماهنگ باشد نخست، بازتعریف اهداف تعلیمات دینی بر مبنای شایستگی های عینی مانند تفکر نقاد اخلاقی، همدلی، مسئولیت پذیری و مهارت تصمیم گیری در موقعیت های مبهم است دوم، حرکت به سوی الگوی برنامه درسی تلفیقی و غیرمستقیم است که در آن مفاهیم اخلاقی در بستر درس های مختلف، فعالیت های فوق برنامه و حتی مدیریت مدرسه آموزش داده می شود سوم، تغییر پارادایم از معلم محوری به دانش آموز محوری با به کارگیری روش هایی مانند بحث گروهی، موردکاوی، ایفای نقش و پروژه های خدمت یاری است چهارم، طراحی نظام ارزشیابی کیفی و فرآیندمحور مبتنی بر پورتفولیو، مشاهده رفتار، خودارزیابی و گزارش های توصیفی که رشد اخلاقی را در طول زمان دنبال کند پنجم، ایجاد سازوکارهای نهادی برای هماهنگی بین مدرسه، خانواده و نهادهای فرهنگی به منظور ایجاد همصدایی در پیام های اخلاقی تحقق این پیشنهادات مستلزم عزم ملی، بازنگری در تربیت معلم و تخصیص منابع لازم است تا برنامه درسی تعلیمات دینی از حاشیه به متن تجربه زیسته دانش آموزان ایرانی منتقل شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نام آور، رضا،1404،بازاندیشی در برنامه ریزی درسی تعلیمات دینی: تحلیل موانع و پیشنهاداتی در نظام آموزش و پرورش ایران،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر