چکیده مقاله
عدالت آموزشی یکی از بنیادی ترین مولفه های تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در هر جامعه است، اما این مفهوم زمانی از سطح شعار فراتر می رود که به شرایط واقعی یادگیری در مدرسه ها، به ویژه کیفیت و توزیع زیرساخت های آموزشی، توجه شود در بسیاری از مناطق، نابرابری آموزشی نه فقط در محتوای درسی، کیفیت معلمان یا دسترسی به فرصت های مکمل آموزشی، بلکه پیش از همه در وضعیت فیزیکی و زیرساختی مدارس آشکار می شود وجود مدارس فرسوده، کمبود فضاهای آموزشی استاندارد، فقدان تجهیزات گرمایشی و سرمایشی مناسب، نبود دسترسی به آب آشامیدنی سالم، ضعف امکانات بهداشتی، کمبود آزمایشگاه، کتابخانه، کارگاه و زیرساخت های دیجیتال، همگی نشان می دهند که بخش مهمی از بی عدالتی آموزشی ریشه در نابرابری فضایی و کالبدی مدرسه ها دارد از این منظر، بازسازی زیرساخت های مدرسه ای نه یک اقدام عمرانی صرف، بلکه ضرورتی راهبردی برای تضمین فرصت های برابر یادگیری است هرچند در سیاست گذاری های رسمی، عدالت آموزشی غالبا به عنوان یکی از اهداف کلان نظام تعلیم و تربیت مطرح می شود، در عمل شکاف عمیقی میان مناطق برخوردار و کم برخوردار، شهری و روستایی، مرکز و پیرامون، و حتی میان مدارس دولتی در یک شهر واحد مشاهده می شود دانش آموزی که در فضای ایمن، مجهز، استاندارد و برخوردار از فناوری آموزشی تحصیل می کند، به طور طبیعی از امکان تمرکز، انگیزش، مشارکت و شکوفایی بیشتری برخوردار است؛ در مقابل، دانش آموزی که در مدرسه ای فرسوده، پرتراکم یا فاقد امکانات اولیه حضور می یابد، پیشاپیش با نوعی محرومیت ساختاری روبه روست که بر کیفیت یادگیری، عزت نفس، سلامت روان، تداوم تحصیل و افق آینده او اثر می گذارد بنابراین، نابرابری زیرساختی را باید یکی از عوامل بازتولید فقر آموزشی و حتی بازتولید نابرابری اجتماعی دانست بازسازی زیرساخت های مدرسه ای در این چارچوب، مستلزم نگاهی چندبعدی است این بازسازی تنها به نوسازی ساختمان های فرسوده محدود نمی شود، بلکه شامل طراحی فضاهای آموزشی متناسب با نیازهای تربیتی جدید، مقاوم سازی در برابر مخاطرات طبیعی، توسعه فضاهای ورزشی و فرهنگی، تامین تجهیزات هوشمند، مناسب سازی برای دانش آموزان دارای معلولیت، و توجه به استانداردهای محیط زیستی و بهره وری انرژی نیز هست مدرسه امروز باید محیطی امن، منعطف، الهام بخش و فراگیر باشد؛ محیطی که بتواند پاسخگوی تحولات فناوری، تغییرات اجتماعی و نیازهای متنوع نسل جدید باشد از این رو، هرگونه برنامه ریزی برای تحقق عدالت آموزشی بدون توجه به عدالت در توزیع و کیفیت زیرساخت های مدرسه ای، ناقص و کم اثر خواهد بود افزون بر این، بازسازی زیرساخت های آموزشی باید بر پایه داده های دقیق، آمایش سرزمینی، اولویت بندی مناطق محروم و مشارکت نهادهای محلی و ملی صورت گیرد سیاست های متمرکز و یکسان نگر، در بسیاری موارد نتوانسته اند به نیازهای متفاوت مناطق پاسخ دهند برای مثال، مدرسه در یک منطقه عشایری، مرزی یا روستایی نیازهایی متفاوت از مدرسه در یک کلان شهر دارد در نتیجه، عدالت آموزشی زمانی محقق می شود که سیاست گذار بتواند تفاوت در شرایط را به رسمیت بشناسد و منابع را نه به صورت مساوی، بلکه به صورت منصفانه و مبتنی بر نیاز توزیع کند این رویکرد، عدالت را از سطح برابری صوری به سطح انصاف عملی ارتقا می دهد در نهایت، باید تاکید کرد که بازسازی زیرساخت های مدرسه ای سرمایه گذاری برای آینده است، نه هزینه ای مصرفی هر مدرسه استاندارد و مجهز، بستری برای پرورش سرمایه انسانی، کاهش ترک تحصیل، تقویت انسجام اجتماعی و افزایش امید به آینده است اگر عدالت آموزشی را حق همه کودکان و نوجوانان بدانیم، آنگاه بهسازی و نوسازی فضاهای آموزشی به یکی از فوری ترین مسئولیت های دولت و جامعه بدل می شود به بیان دیگر، عدالت آموزشی تنها در اسناد و سخنرانی ها تحقق نمی یابد، بلکه در کلاس هایی معنا پیدا می کند که همه دانش آموزان، فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی، بتوانند در آن از شرایطی شایسته، ایمن و برابر برای یادگیری برخوردار باشند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�گم حسینی، طیبه و موقر داودلی، فاطمه و جاویدی، فاطمه و سپهری نسب، فریبا،1405،عدالت آموزشی؛ از شعار تا ضرورت بازسازی زیرساخت های مدرسه ای،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر