چکیده مقاله
دانش آموزان دیرآموز با بهره هوشی مرزی، جمعیت قابل توجهی از دانش آموزان مدارس عادی را تشکیل می دهند که اغلب به دلیل ضعف در مهارت های پردازش شناختی، با افت تحصیلی و شکست های مکرر مواجه می شوند هدف اصلی این مقاله مروری، تبیین نقش حیاتی و اثرگذار مداخلات بازتوانی شناختی در ارتقای عملکرد تحصیلی این گروه از فراگیران است بازتوانی شناختی به مجموعه ای از تمرینات و فعالیت های هدفمند اطلاق می شود که با تکیه بر خاصیت انعطاف پذیری مغز، به دنبال ترمیم و تقویت کارکردهای اجرایی نظیر حافظه کاری، توجه، بازداری و سرعت پردازش است در این پژوهش با مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و خارجی، مکانیسم های اثرگذاری این مداخلات بر یادگیری مهارت های خواندن، نوشتن و ریاضیات مورد واکاوی قرار گرفته است نتایج حاصل از بررسی متون نشان می دهد که رویکردهای سنتی آموزش که صرفا بر انتقال محتوا تمرکز دارند، برای دیرآموزان کافی نیستند و باید با برنامه های بازتوانی مغز محور تکمیل شوند یافته ها حاکی از آن است که تقویت زیرساخت های شناختی از طریق بازی های هدفمند، تمرینات رایانه ای و مداخلات حرکتی، منجر به بهبود معنادار در نگهداری اطلاعات و انتقال یادگیری می شود همچنین مشخص شد که ترکیب بازتوانی شناختی با آموزش های ترمیمی، اثربخشی بالاتری نسبت به هر یک از روش ها به تنهایی دارد این مقاله بر ضرورت ادغام برنامه های پرورش شناختی در برنامه درسی مدارس ابتدایی به منظور تحقق عدالت آموزشی و پیشگیری از برچسب زنی ناتوانی تاکید دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پارسایی زاده، محمد و تامرادی، اعظم،1404،نقش بازتوانی شناختی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دیرآموز،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر