چکیده مقاله
اضطراب و وسواس از شایع ترین مشکلات درونی سازی شده در دوران کودکی به شمار می آیند که می توانند سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان را به طور جدی تحت تاثیر قرار دهند پژوهش حاضر با هدف پیش بینی و تبیین اضطراب و وسواس بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین و سبک های دلبستگی در دانش آموزان مقطع ابتدایی انجام شد این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی بود و جامعه آماری آن را دانش آموزان دوره ابتدایی تشکیل دادند که نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شد داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد شیوه های فرزندپروری بامریند، سبک های دلبستگی و مقیاس های اضطراب و وسواس گردآوری و با روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند نتایج نشان داد شیوه های فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه رابطه ای مثبت و معنادار با اضطراب و وسواس دارند، در حالی که شیوه فرزندپروری مقتدرانه به طور معناداری با کاهش این مشکلات همراه بود؛ یافته ای که با پژوهش های پیشین همسواست Baumrind, ۱۹۶۷ همچنین، سبک دلبستگی ایمن با اضطراب و وسواس رابطه ای منفی و معنادار نشان داد، در حالی که سبک های دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی پیش بینی کننده افزایش این اختلالات بودند موسوی کاخکی، ۱۴۰۳ به طور کلی، یافته ها نشان می دهد که کیفیت تعاملات والد–کودک و الگوهای دلبستگی نقش تعیین کننده ای در سلامت روان دانش آموزان ابتدایی دارند بر این اساس، آموزش والدین، ترویج شیوه های فرزندپروری مقتدرانه و تقویت دلبستگی ایمن می تواند به عنوان راهبردی موثر در پیشگیری و کاهش اضطراب و وسواس کودکان مورد توجه قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فشار نظر، فاطمه و آدینه وند، سینا،1404،پیش بینی و تبیین وسواس واضطراب براساس شیوه های فرزندپروری والدین و سبک های دلبستگی در دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی،بیست و پنجمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و پنجمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی17 بهمن 1404 · مسجد سلیمان