چکیده مقاله
پارادایم های سنتی آموزش که بر یادگیری منفعل و انتقال یک طرفه دانش استوار بودند، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده قرن بیست ویکم نیستند این مطالعه مروری با هدف بررسی تاثیر رویکردهای تعاملی بر پرورش خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان انجام شده است در این پژوهش، با مرور ادبیات نظری و مطالعات تجربی اخیر، مکانیسم هایی که از طریق آن ها تعاملات کلاسی مانند یادگیری مشارکتی، بحث های ساختارمند، و حل مسئله گروهی بر خروجی های شناختی و عاطفی تاثیر می گذارند، تحلیل شده است یافته ها نشان می دهند که محیط های یادگیری تعاملی با کاهش فاصله قدرت بین معلم و شاگرد، فضای امنی برای ابراز ایده های نوآورانه ایجاد می کنند این تعاملات نه تنها دانش آموزان را از نقش های منفعل خارج کرده، بلکه با تشویق به چالش گری، همکاری و بازاندیشی، ظرفیت های خلاقیت آن ها را فعال می سازند نتایج حاکی از آن است که روش های تعاملی با فعال سازی شبکه های عصبی مرتبط با تفکر واگرا و حل مسئله، منجر به افزایش قابل توجهی در نوآوری و انعطاف پذیری شناختی می شوند این مقاله نتیجه می گیرد که گذار از آموزش مبتنی بر حفظ کردن به آموزش مبتنی بر تعامل، نه تنها یک تغییر روش شناختی، بلکه ضرورتی برای پرورش شهروندانی خلاق و توانمند در مواجهه با چالش های آینده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بیبی بردبری، لیلا،1405،از یادگیری منفعل تا خلاقیت فعال، چگونه روش های تعاملی ذهن دانش آموزان را باز می کنند؟،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر