چکیده مقاله
تشخیص افتراقی افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی یکی از پیچیده ترین و در عین حال حیاتی ترین چالش ها در روانشناسی بالینی و روان پزشکی معاصر به شمار می رود این دو اختلال، علی رغم تفاوت های تشخیصی مشخص در نظام های طبقه بندی روان پزشکی، در عمل بالینی به ویژه در دوره های افسردگی، شباهت های علامتی قابل توجهی از خود نشان می دهند این همپوشانی علائم سبب می شود که بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی، به اشتباه در قالب افسردگی اساسی تشخیص داده شوند تشخیص نادرست نه تنها موجب تاخیر در درمان مناسب می شود، بلکه می تواند پیامدهای بالینی جدی نظیر القای مانیا، تشدید نوسانات خلقی، افزایش دفعات عود، کاهش پاسخ درمانی و افزایش خطر خودکشی را به دنبال داشته باشد در سال های اخیر، محدودیت های تشخیص صرفا بالینی، پژوهشگران را به سمت شناسایی شاخص های عینی تر سوق داده است در این راستا، شاخص های نوروپسیکولوژیکی شامل ارزیابی عملکردهای شناختی و اجرایی، و شاخص های سایکوفیزیولوژیکی شامل الگوهای الکتروفیزیولوژیک مغز و پاسخ های فیزیولوژیکی، توجه ویژه ای را به خود جلب کرده اند افزون بر این، پیشرفت های قابل توجه در حوزه تصویربرداری مغزی و تحلیل داده ها با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، امکان شناسایی الگوهای مغزی افتراقی میان افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی را فراهم ساخته است مقاله حاضر با رویکرد مروری، به بررسی جامع نقش شاخص های نوروپسیکولوژیکی و سایکوفیزیولوژیکی در تشخیص افتراقی این دو اختلال می پردازد و تلاش می کند با جمع بندی یافته های پژوهشی موجود، تصویری روشن از ظرفیت ها، محدودیت ها و کاربردهای بالینی این شاخص ها ارائه دهد نتایج مرور مطالعات نشان می دهد که استفاده از رویکردهای چندبعدی و تلفیقی می تواند به طور معناداری دقت تشخیص افتراقی را افزایش داده و زمینه ساز بهبود تصمیم گیری درمانی در محیط های بالینی شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میرآبادیزاده، علیرضا و غلامیان، محمد جواد و کمالی، فاطمه،1404،بررسی نقش نوروپسیکولوژیکی و سایکوفیزیولوژیکی در تشخیص افتراقی افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی،دهمین کنفرانس بین المللی و سیزدهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی و سیزدهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری25 اسفند 1404 · تهران