چکیده مقاله
نظام های آموزشی معاصر با پارادوکسی عمیق دست و پنجه نرم می کنند: از یک سو، نیاز مبرم به پرورش شهروندانی نقاد، مستقل و توانا در مواجهه با سیل اطلاعات فاقد اعتبار، و از سوی دیگر، استمرار روش های سنتی حافظه محور که به طور سیستماتیک، سطحی خوانی و پذیرش منفعلانه را در دانش آموزان نهادینه می سازند این مقاله با رویکردی تحلیلی−ترکیبی و با مرور نظام مند پیشینه پژوهشی، به بررسی تاثیر بنیادین روش تدریس مبتنی بر پرسشگری Inquiry Based Teaching بر دو مولفه حیاتی یعنی «پرورش تفکر انتقادی» و «کاهش چشمگیر سطحی خوانی» می پردازد استدلال اصلی مقاله بر این محور استوار است که پرسشگری، زمانی که نه به عنوان یک تکنیک سطحی، بلکه به مثابه یک «فرهنگ همه جانبه آموزشی» و «نظریه ای در باب ماهیت یادگیری» پیاده شود، می تواند انقلابی شناختی در سبک مواجهه دانش آموز با متن، مسئله و جهان پیرامون ایجاد کند یافته های حاصل از تحلیل پژوهش های داخلی و بین المللی نشان می دهد که پرسشگری عمیق، با فعال سازی شبکه های عصبی درگیر در فراشناخت، وادار ساختن ذهن به کاوش در مفروضات پنهان، و عادت دهی به جستجوی شواهد چندوجهی، به طور مستقیم با نشانگان سطحی خوانی مانند اکتفا به معنای ظاهری، ناتوانی در تفسیر بافت، و عدم تولید معنی شخصی مقابله می کند مقاله در پایان، با شناسایی موانع ساختاری و فرهنگی در نظام آموزشی ایران، پیشنهادهایی عملیاتی برای گذار از آموزش پاسخ محور به آموزش پرسش محور ارائه می دهد و بر ضرورت بازتعریف نقش معلم، ارزشیابی و محتوای درسی تاکید می ورزد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لامی دیزیچه، زهره و احمدآقایی، سعید و ملکی حسن آبادی زاده، زهرا و هواسی، فرزانه،1405،تاثیر تدریس مبتنی بر پرسشگری بر پرورش تفکر انتقادی و کاهش سطحی خوانی در دانش آموزان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر