چکیده مقاله
خودیابی از دیرباز جزء مهم ترین دغدغه های بشر بوده و مورد توجه مکاتب مختلف فکری و ایدئولوژیک واقع شده ا ست درگفتمان نهج البلاغه ، خودیابی در قالب الگوی کنش متقابل ان سان و دنیا به وقوع می پیوندد چنانچه خصیصه های هشتگانه کلامی مطرح شده در نظریه دلهایمز در این کنش مورد بررسی واقع شود، چگونگی بهره برداری امام ع از توانش ارتباطی در جهت بیداری مخاطبان و تغییرنگرش آنها به دنیا مشخص خواهدشد؛ بنابراین تحقیق حا ضر با روش تو صیفی تحلیلی و با رویکرد جامعه شناختی زبان به تطبیق نظریه دلهایمز بر نهج البلاغه پرداخته ا ست نتایج ن شان می دهد که موقعیت زمانی و مکانی آن حضرت ع بیشترین تاثیر را در انتخاب این گفتمان دا شته و امام ع با تشخیص مشکل بنیادی انسان که سرگشتگی و بیماردلی ا ست با کمک گرفتن از توانش زبانی و ارتباطی ، گفتمانی را پی ریزی می کند که قلب بیماردلان را در تمامی اعصار مورد خطاب قرارداده و آنها را متوجه بیماری خویش ساخته و خودیابی انتخابی آنها را انتظار دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مظفری، سودابه و ایزدی، زهرا و بیگدلی، اعظم،1402،خودیابی در نهج البلاغه بر اساس توانش ارتباطی دل هایمز،اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه21 اردیبهشت 1402 · بابل