چکیده مقاله
زمینه مسئله مربوط به تنوع ساختار مدارس دولتی، نمونه دولتی، سمپاد، شاهد غیر دولتی و در ایران است که منجر به نقض عدالت آموزشی و جداسازی دانش آموزان بر اساس معیارهای اقتصادی یا هوشی شده است این امر موجب تضعیف مدارس عادی و محرومیت آنها از تنوع استعدادها گردیده است این مطالعه با هدف بررسی امکان تحقق عدالت آموزشی از طریق ادغام مدارس خاص و ارائه راهکارهای تدریجی برای کاهش شکاف آموزشی در راستای اهداف سند تحول بنیادین انجام شده است با توجه به چالش های سیاسی و اجتماعی، ادغام کامل مدارس خاص راهکارهای گام به گام و تعاملی به عنوان روش این مطالعه پیشنهاد می شود نتایجی که این پژوهش ارائه می دهد به شرح زیر است: ۱ تخصیص سهمیه عادلانه: الزام مدارس خاص به پذیرش حداقل ۵۰ دانش آموزان از مناطق محروم ۲ اشتراک منابع بهره برداری مشترک از امکانات و معلمان مجرب میان مدارس عادی و خاص تبدیل به قطب های تربیتی تغییر ماموریت مدارس خاص به مراکز الهام بخش با برنامه های مبتنی بر شش ساخت تربیتی ۴ ارزیابی یکپارچه اجرای نظام سنجش پیشرفت تحصیلی و تربیتی یکسان برای همه مدارس ۵ توانمندسازی معلمان آماده سازی معلمان برای کلاس های ناهمگن ۶ اصلاح: گزینش جایگزینی آزمون های هوش با شناسایی استعدادها در مدارس عادی ادغام کامل مدارس خاص در کوتاه مدت امکان پذیر نیست اما راهکارهای تدریجی مانند تخصیص سهمیه عادلانه، اشتراک منابع و تغییر ماموریت این مدارس می تواند گام موثری در جهت عدالت آموزشی باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نظری بوژانی، بهروز و نوری زاده، امیر و صولتی اصل، پروین و قاسم احمد، مریم،1404،راهکارهای گذار به مدارس تراز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش عدالت آموزشی و تحول مدارس،هفتمین همایش بین المللی مدرسه تراز: طراحی، اجرا، ارزیابی و تضمین کیفیت،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی مدرسه تراز: طراحی، اجرا، ارزیابی و تضمین کیفیت13 مهر 1404 · تهران