چکیده مقاله
آموزش و پرورش به عنوان یکی از نهادهای بنیادین اجتماعی، نقشی محوری و دوگانه در ساختار جامعه ایفا می کند؛ این نهاد هم می تواند عاملی برای بازتولید و تداوم نابرابری های ساختاری باشد و هم ابزاری قدرتمند برای ارتقای عدالت اجتماعی و کاهش شکاف های موجود این مقاله با هدف تحلیل جامع کارکرد آموزش و پرورش در فرآیند تحقق عدالت اجتماعی، به بررسی تعاملات پیچیده میان نظام آموزشی و ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه می پردازد در این پژوهش، ابتدا مفاهیم کلیدی شامل آموزش و پرورش، عدالت اجتماعی و نابرابری های اجتماعی تعریف شده و سپس مبانی نظری این حوزه، از جمله دیدگاه های بوردیو، رالز، فریره و نظریه سرمایه انسانی، مورد واکاوی قرار می گیرد تا چارچوبی نظری برای تحلیل عملکرد مدارس فراهم آید تحلیل نشان می دهد که توزیع ناعادلانه منابع، دسترسی و کیفیت آموزشی، به ویژه در مناطق محروم، میان طبقات مختلف و بر اساس جنسیت و قومیت، موجب تداوم دایره نابرابری می شود با این حال، راهبردهای هدفمند آموزشی، مانند آموزش فراگیر، استفاده استراتژیک از فناوری برای پوشش شکاف دیجیتال، و تاکید بر تربیت شهروندی و آگاهی بخشی همانند آموزه های فریره ، می تواند کارکرد ترمیمی آموزش و پرورش را تقویت کند چالش هایی نظیر فقر اقتصادی خانواده ها، تبعیض ساختاری نهادینه شده در کتب درسی و فرآیندهای ارزیابی، و شکاف دیجیتال، موانع اصلی این مسیر هستند نتیجه گیری مقاله بر لزوم تغییر پارادایم از آموزش مبتنی بر تفاوت ها به آموزش مبتنی بر فرصت های برابر تاکید کرده و پیشنهادهای سیاستی مشخصی را در راستای عدالت محوری در کانون توجه قرار می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مختاری، نصرت و بیت غانم، فاضل و تابع، ناصر و ملکی پور، آرزو،1404،کارکرد آموزش و پرورش در ارتقای عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری ها،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404