چکیده مقاله
نظام آموزشی ایران به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در شکوفایی استعدادها و توانمندی های فردی دانش آموزان دارد با این حال، یکی از چالش های اساسی این نظام، عدم تناسب محتوای درسی با توانمندی ها، علایق، سبک های یادگیری و تفاوت های فردی دانش آموزان است محتوای درسی رسمی در ایران غالبا بر اساس رویکردی یکسان ساز، متمرکز و مبتنی بر حفظیات طراحی شده و کمتر به تنوع شناختی، عاطفی، اجتماعی و فرهنگی فراگیران توجه دارد این مسئله موجب شده است که بخش قابل توجهی از دانش آموزان نتوانند ارتباط معناداری میان آموخته های مدرسه و نیازها، استعدادها و واقعیت های زندگی خود برقرار کنند عدم توجه به تفاوت های فردی، از جمله تفاوت در هوش های چندگانه، سرعت یادگیری، توانمندی های عملی، خلاقیت، مهارت های هنری و فنی، باعث کاهش انگیزش تحصیلی، افت عملکرد آموزشی، افزایش اضطراب، بی علاقگی به مدرسه و حتی ترک تحصیل پنهان یا آشکار می شود محتوای درسی موجود اغلب برای «دانش آموز متوسط فرضی» طراحی شده و دانش آموزان با نیازهای ویژه، استعدادهای برتر یا سبک های یادگیری متفاوت را در حاشیه قرار می دهد در نتیجه، مدرسه به جای بستری برای پرورش توانمندی های متنوع، به نهادی برای سنجش توانایی حفظ و بازتولید اطلاعات تبدیل می شود از سوی دیگر، تمرکز بیش ازحد بر آزمون های استاندارد و کنکورمحور، سبب تقویت محتوای نظری و انتزاعی و تضعیف آموزش مهارت های زندگی، مهارت های شغلی، تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت شده است این وضعیت شکاف میان آموزش مدرسه ای و نیازهای فردی و اجتماعی دانش آموزان را تعمیق می بخشد و کارآمدی نظام آموزشی را با تردید مواجه می سازد پژوهش های داخلی نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزان احساس می کنند محتوای درسی با علایق و توانایی های آن ها همخوانی ندارد و فرصت بروز استعدادهای فردی در کلاس درس فراهم نیست در این میان، بازنگری در برنامه های درسی با رویکرد دانش آموزمحور، بهره گیری از آموزش های تفکیکی، انعطاف پذیری در محتوا، توجه به تفاوت های فردی و استفاده از روش های نوین آموزشی می تواند گامی موثر در جهت کاهش این ناهماهنگی باشد همچنین توانمندسازی معلمان، مشارکت دادن دانش آموزان در فرآیند یادگیری و تلفیق آموزش نظری با مهارت های عملی، از الزامات اساسی برای تطبیق محتوای درسی با توانمندی های فردی دانش آموزان در ایران به شمار می رود در مجموع، حل این چالش نیازمند نگاهی کل نگر، سیاست گذاری آگاهانه و تحول بنیادین در فلسفه و ساختار برنامه های درسی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فدائی میناآباد، تمدن،1404،بررسی عدم تناسب محتوای درسی با توانمندی های فردی دانش آموزان در ایران،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر