چکیده مقاله
ظهور هوش مصنوعی مولد، که قادر است فعالیت های پیچیده شناختی ازجمله نوشتن، تحلیل استنتاج،برنامه ریزی و حتی ایجاد روایت و خلاقیت را انجام دهد، یکی از بنیادی ترین چالش ها را برای فلسفه تعلیم وتربیت در دهه اخیر رقم زده است این فناوری مرزهای انسان و ماشین را تغییر داده و منطق دیرپای «برتری شناختی انسان» را در حوزه یادگیری، تدریس و تربیت متزلزل کرده است در چنین شرایطی، استمرار رویکردهای سنتی دانش محور و مهارت محور در نظام های آموزشی نه تنها پاسخ گوی نیازهای انسان آینده نیست، بلکه موجب تشدید شکاف میان توانش های انسانی و کارکردهای ماشینی خواهد شد این پژوهش با روش تحلیل مفهومی–اسنادی، ضرورت بازاندیشی اهداف تربیت را بررسی و استدلال می کند که گذار از دانش محوری به آگاهی محوری پیش شرط حفظ عاملیت، هویت و اخلاق انسانی در عصر هوش مصنوعی است یافته ها نشان می دهند که آگاهی محوری متشکل از پنج بعد خودآگاهی، آگاهی جهان مند، آگاهی فناورانه، آگاهی اخلاقی و آگاهی معنایی می تواند بنیانی نظری برای طراحی برنامه های تربیتی آینده فراهم سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وشن، سمیه و نوروزی، دکتر مهدی،1404،بازاندیشی اهداف تعلیم وتربیت در عصر هوش مصنوعی مولد با تاکید بر حرکت از دانش محوری به آگاهی انتقادی،اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی30 بهمن 1404 · تهران