چکیده مقاله
این پژوهش با هدف اصلی افزایش انگیزه و مشارکت فعال دانش آموزان پایه هفتم دبیرستان دخترانه مطهره در درس معارف اسلامی انجام شد مسئله اصلی، انفعال، سکوت و عدم تمایل اکثر دانش آموزان به شرکت در بحث های کلاسی بود که منجر به یادگیری سطحی و حفظی مفاهیم می شد برای درک عمیق تر مسئله، از ابزارهای گردآوری اطلاعات کیفی و کمی در بخش شواهد ۱ استفاده شد که شامل مشاهده نامه ی کلاسی ثبت تعداد و کیفیت مشارکت ، تحلیل نتایج آزمون های تشریحی برای سنجش درک مفهومی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانش آموزان بود یافته های اولیه نشان داد که دلایل اصلی بی علاقگی عبارتند از: ۱ روش تدریس عمدتا سخنرانی محور و یک طرفه، ۲ عدم درک ارتباط مفاهیم دینی با دغدغه ها و مسائل روزمره زندگی نوجوانان، و ۳ تصور قالبی از درس دینی به عنوان یک درس صرفا «حفظ کردنی» برای حل این مسئله، سه راهکار اصلی طراحی و طی یک دوره دو ماهه اجرا گردید:اجرای «مناظره های اخلاقی هدایت شده»: با طرح موضوعات چالشی و مرتبط با زندگی دانش آموزان مانند حدود دوستی، راستگویی و دروغ مصلحتی، استفاده از فضای مجازی استفاده از تکنیک «سوالات پله ای» Scaffolding : برای درگیر کردن تدریجی دانش آموزان از سطوح ساده به پیچیده طراحی «پروژه های خلاق روایت محور و هنری»: تبدیل مفاهیم انتزاعی دینی مانند شکرگزاری، امانت داری به داستان کوتاه، نقاشی، یا کلیپ صوتی/تصویری پس از اجرای راهکارها، شواهد ۲ از طریق همان ابزارهای اولیه گردآوری شد نتایج حاکی از پیشرفت چشمگیر بود: میانگین مشارکت داوطلبانه فعال از ۳ نفر در هر جلسه به حدود ۱۵ نفر افزایش یافت، کیفیت مشارکت از پاسخ های کوتاه به تحلیل و بیان نظرات شخصی ارتقا پیدا کرد و نمرات دانش آموزان در بخش های درک مفهومی آزمون ها بهبود معناداری نشان داد این پژوهش نشان می دهد که تغییر نقش معلم از «انتقال دهنده اطلاعات» به «تسهیلگر یادگیری» و پیوند زدن محتوای دینی با دنیای زیسته نوجوانان، کلید اصلی ایجاد انگیزه و یادگیری عمیق است
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هماسبی، توران،1404،چگونه توانستم دانش آموزان بی علاقه به درس دینی هفتم را به مشارکت در مباحث کلاسی ترغیب کنم؟،اولین همایش بین المللی و جشنواره ملی اقدام پژوهی در مدارس،مسجد سلیمان
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی و جشنواره ملی اقدام پژوهی در مدارس18 بهمن 1404 · مسجد سلیمان