چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تبیین فلسفی–ورزشی نقش آگاهی ذهن به مثابه زیربنای حرکت، به بررسی کارکرد مدیتیشن و ماساژ در فرایند تنظیم هموستاز بدنی و خودتنظیمی عصبی می پردازد پرسش اصلی این است که چگونه فرایندهای ذهنی و بدنی در قالب تجسم یافتگی و کنش ماهرانه به وحدتی پویا دست می یابند و چه سازوکاری این هماهنگی را در سطح زیستی–فلسفی تضمین می کند روش تحقیق، تحلیلی–تلفیقی است و بر مبنای هم نشینی سه سطح پژوهش فلسفی پدیدارشناسانه، سنت های زیست فلسفی شرق، و مدل های عصب–محاسباتی نوین طراحی شده است نتایج نشان می دهد که مدیتیشن از طریق تعدیل واکنش های عصبی و افزایش خودآگاهی حرکتی، به بازتنظیم مدارهای کنترل هیجان و تمرکز کمک می کند و زمینه ی بازسازی توازن روانی–فیزیولوژیک را فراهم می سازد ماساژ نیز با ایجاد تماس آگاهانه و تحریک شبکه های عصبی مرتبط با حس درونی بدن، موجب فعال سازی دوباره ی فرایندهای بازیابی و کاهش تنش های هورمونی می شود در چارچوب نظری تجسم یافتگی و استنباط فعال، بدن نه به عنوان تابع مغز بلکه به مثابه ی عامل ادراکی–حرکتی فهم می شود که با به روزرسانی مداوم مدل های پیش بینانه خود، به پایداری درونی دست می یابد از این منظر، مدیتیشن و ماساژ همچون دو مسیر مکمل، هماهنگی میان احساس، پیش بینی و حرکت را بازمی سازند و با کاهش عدم قطعیت حسی، شرایط بروز حالت جریان و کنش ماهرانه را مهیا می کنند نتیجه آنکه، آگاهی ذهنی در تعامل با بدن، نه امری انتزاعی بلکه فرایندی زنده و خودسازمان ده است که از طریق حرکت و تجربه بدنی، وحدت وجودی ذهن و بدن را در قالب تعادل پویا و هموستاز آشکار می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: بوربوری، خشایار و نثاری، وحید،1404،آگاهی ذهن به مثابه زیربنای حرکت: تحلیلی فلسفی–ورزشی از نقش ماساژ و مدیتیشن در تنظیم هموستاز بدنی،اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی،تهران،https://civilica.com/doc/2595344
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی30 بهمن 1404 · تهران