چکیده مقاله
در جهان معاصر، تربیت انسانی با بحران های عمیق معنا، هویت و غایت مواجه است سلطه ی رویکردهای ابزاری و کارکردگرایانه بر نظام های آموزشی، موجب شده است که تربیت از مسیر تحقق وجودی انسان فاصله گیرد و صرفا به ابزار انتقال دانش و مهارت تبدیل شود در چنین شرایطی، بازاندیشی در مفهوم «شدن انسان» و نسبت آن با تربیت، ضرورتی بنیادین دارد پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی تحلیلی، به بررسی مفهوم «تربیت به مثابه شدن انسان» در اندیشه ی ارسطو، ملاصدرا و ژان پل سارتر می پردازد هدف آن است که با مقایسه ی مبانی هستی شناختی و انسان شناختی این سه فیلسوف، ابعاد عقل، ایمان و آزادی در فرآیند تحقق انسان تبیین شود روش تحقیق از نوع کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل و استنباط فلسفی است یافته ها نشان می دهد که ارسطو، «شدن انسان» را حرکتی عقلانی از قوه به فعل و در جهت نیل به سعادت می داند؛ ملاصدرا آن را فرایندی جوهری و صیرورتی در مسیر تجرد نفس و قرب الهی تفسیر می کند؛ و سارتر، آن را خودآفرینی آزاد و آگاهانه در جهانی فاقد غایت از پیش تعیین شده می خواند با وجود تفاوت های بنیادین در مبانی متافیزیکی و الهیاتی، هر سه دیدگاه در تلقی از تربیت به مثابه فرآیندی از «تحقق وجودی انسان» اشتراک دارند؛ فرآیندی که انسان را از مرتبه ی انفعال به مرتبه ی خودآگاهی، فعلیت و تعالی می رساند نتیجه آن که گفت وگوی میان عقل گرایی ارسطویی، حکمت صدرایی و اگزیستانسیالیسم سارتری می تواند افقی نو برای احیای معنا و غایت در تربیت معاصر بگشاید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: سعیدی، معصومه السادات و سیفی، مبینا،1404،تطبیق مفهوم انسان و تربیت به مثابه شدن انسان در اندیشه ارسطو، ملاصدرا و سارتر،اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی،تهران،https://civilica.com/doc/2595381
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی30 بهمن 1404 · تهران